مدرس جامعه شناسی خوزستان
اطلاع رسانی به دبیران علوم اجتماعی و کلیه علاقمندان به مفاهیم علوم اجتماعی 
قالب وبلاگ
 

 چکیده :

مقالة حاضر سعی بر این دارد تا به صورت اجمالی و گذرا تصویری از سیر تحول نظام خانواده در ایران را مورد مطالعه و بررسی  قرار دهد. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی بوده و بر اساس مطالعه اسنادی و کتابخانه ای می باشد.

هدف اصلی از انجام این تحقیق آن است که تأثیر برخی از عوامل مؤثر را بر تحول نظام خانواده در طول تاریخ مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم.

در این پژوهش ابتدا به بررسی نهاد خانواده از دیدگاه های مختلف پرداخته شده و سپس انواع خانواده و کارکرد های آن را مورد مطالعه قرار داده ایم. در ادامه به بررسی نظام خانواده در دوره های تاریخی مختلف پرداخته شد و در نهایت برخی از عوامل مؤثر را تحت عنوان متغییر های مستقل بر تحول نظام خانواده، به عنوان متغییر وابسته مورد بررسی و مطالعه قرار داده ایم که می توان رابطة آن ها را با توجه به اسناد تاریخی و یافته های مطالعاتی  به صورت زیر بیان نمود.

رشد شهر نشینی، استفاده از وسایل جلوگیری (تنظیم خانواده)، آزادی بیشتر زنان، ورود زنان به بازار کار، سن ازدواج، گرایش افراد به طلاق، مصرفی شدن خانواده هه و کاهش کارکرد حمایتی خانواده ها از جمله عواملی می باشند که بر تحول نظام خانواده در طول تاریخ نقش بسیار مهم و اساسی داشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

نهادخانواده یکی از نهادهای اساسی است که در ردیف نهادهای مورد توافق از نظر اکثر جامعه شناسان می باشد. هنگامی که از نهاد خانواده صحبت می شود این سؤال مطرح می شود که این نهاد از چه زمانی بوجود آمده است؟ به یقین نهاد خانواده برای پویایی بشر، عمری به اندازه تاریخ و حیات انسانی روی کره خاکی داشته است. همانطور که از آیه شریفه «انا خلقناکم من ذکر والانثی و جعلناکم شعوباً و قبائلاً لتعارفوان اکرمکم عندالله اتقیکم» بر می آید ما شما را از مرد و زن آفریدیم و سپس شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله گردانیدیم تا یکدیگر را باز شناسید و همانا برترین شما با تقواترین شماست (آیه 13 سوره حجرات قرآن کریم).

خانواده، واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده سالم زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد دهنده انسان است، از این رو فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود از وظایف والدین می باشد.

از سوی دیگر خانواده پایگاه طبیعی حفظ سنت های ملی، مذهبی و نگاهبان تمدن قومی و بهترین شیوه علمی ایجاد و تربیت کودکان است و جامعه باید از آن حمایت کند.

حمایت و تربیت کودکان به عنوان تکلیف پدر و مادر در صورتی قابل اجرا و مفید است که این دو، اتحادی با دوام داشته باشند و رشته ای استوار پیوند میان همسران را تضمین کند.

از منظرگاه جامعه شناسی و دید جمعیت شناسی خانواده را می‌توان در دو سطح مطالعه کرد یکی سطح خرد[1] و دیگری کلان[2] است. از آن جایی که خانواده روابط متقابل میان افراد را مورد بررسی قرار می‌دهد در سطح خرد مطالعه می شود. از دیدگاهی دیگر چون ارتباط نهاد خانواده با سایر نهادهای اجتماعی از جمله اقتصاد و سیاست و غیره مورد بررسی قرار می‌گیرد در سطح کلان مطالعه می شود. بنابراین تأثیر و تأثر نهاد خانوده تغییر و تحولات آن در طول تاریخ حیات انسانی موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعریف خانواده از نظر قرآن کریم :

خانواده از نظر قرآن کریم اینگونه تعریف شده است :

خانواده یک واحد اجتماعی است که هدف از آن در نگاه قرآن، تأمین سلامت روانی برای سه دسته است، زن، شوهر، پدر و مادر و فرزندان. همچنین هدف،ایجاد آمادگی برای برخورد و رویارویی با پدیده های اجتماعی است. در آیه ی 74 سوره ی فرقان  می خوانیم :

(و الذین یقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا قرّه أعین و اجعلنا للمتقین اماماً)

و کسانی که می گویند خدای ما، ما را از همسران مان نور چشمان ببخش و ما را از رهبران پرهیزکاران گردان.

این آیه بر اهمیت خانواده و پیش آهنگی آن در تشکیل جامعه نمونه انسانی اشاره دارد، چنان که پیوندهای سالم و درخشان خانوادگی را ایده آل پرهیزکاران معرفی می کند.

در درون واحد اجتماعی خانواده پدر و مادر از آغاز تولد کودکان به عنوان الگو برای آنان مطرح هستند، نقش و معنای اهمیت خانواده در بهسازی وضعیت بشر نیز در همین واقعیت نهفته است. در نگاه پیشوایان دین، باورها، چگونگی زندگی، عادت ها، تمایلات و اهداف والدین از مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر کودکان هستند. بنابراین نوع رفتار والدین در هماهنگ سازی خواست ها و تمایلات خودشان از یک سو تمایلات خانوادگی و اجتماعی از سوی دیگر و همچنین تلاش پیوسته انان برای تأمین رفاه و سلامتی روانی خانواده و نوع برخوردشان با وظایف دینی و اجتماعی از عواملی هستند که در ایجاد هسته تعاون و همکاری اجتماعی در کودک مؤثر شمرده می شوند.

خانواده در اندیشه حقوقی :

حقوق نیز در بخش خانواده چندان در قلمرو نفوذ اخلاق و مذهب است که گفته می شود نقش دولت محدود به تضمین قواعد اخلاقی بر خانواده است و قانون گذار در وضع قواعد خانواده آزادی ندارد ، هدف حقوق اسلامی که منشعب از فقه غنی اسلامی است حفظ مصلحت خانواده و فرزندان است و می خواهد این کانون عاطفی و تربیتی را از گزند خودخواهی ها مصون دارد، هرچند به بهای کاستن از آزادی های فردی باشد، زیرا خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامی است و هدف قوانین پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی است.

ماهیت خانواده با حقوق و احکام آمرانه آن سازگار نیست و اثر قوانین نیز در ایجاد نظم در خانواده ناچیز است. پس اگر در پی آن باشیم که سنت ها را دور افکنیم و قانون را جایگزین آن سازیم، در واقع خانواده را میان تهی ساخته ایم.

البته نقش حقوق را در تنظیم خانواده نباید انکار کرد. زیرا کسانی هم هستند که با هیچ منطقی جز زور و اجبار تسلیم نمی شوند، درباره‌ی اینان تنها حقوق می تواند حداقلی از نظم و عدالت را مستقر سازد. ولی آنچه گاه از نظر دور می ماند این است که ناقص ترین حربه را نباید در اولین گام در مورد خانواده و مسائل آن اعمال نمود.

سابقه تاریخی خانواده:

انسان برای زیستن وانجام فعالیت هایش در اجتماع نیاز به محیطی سالم وابزاری برای رشد وارتقا دارد دستورات اسلام وسایر ادیان الهی از سوی خداوند عالم حکیم و سرچشمه فیاض وحی برای راهنمایی وهدایت بشر ورفع مشکلات او صادر گشته است .انتظار از دین حکم  میکند که مشکلات جامعه را بتوان با استناد به منابع دینی بر طرف نمود یکی از این موارد مسأله خانواده سالم است.

از نظر اصولی و تئوری ادیان گوناگون و مذاهب اسلامی به مسأله ازدواج وتکثیر نسل اهمیت بیشتری می دهند زیرا تأکید اسلام بر تکثیر نسل صالح و افزایش جمعیتی است که زمینه ساز «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» باشد.

لیکن اگر جامعه ای از نظر امکانات مادی و معنوی توانایی دارد انسانها یی لایق و مثمر ثمر برای جامعه ومایه فخر ومباهات اسلامی تربیت کند می تواند افزایش نسل را تبلیغ نماید کارشناسان ناهنجاریهای محیط زیست،آلودگی هوا،رکود آموزش و افت تحصیلی، مشکلات متعدد اقتصادی،کمبود منابع زمینی و غذا و... را مشکلات واقعی می دانند که حیات جوامع انسانی را به خطر اندخته است.

خانواده و جامعه :

خویشاوندی و خانواده، معمولاً در جامعة جدید به عنوان واقعیاتی طبیعی در نظر گرفته می شوند و علیرغم نمونه هایی که در عصر ما، به ویژه در جوامع غربی قابل مشاهده است جامعه   نمی تواند به سادگی بپذیرد که یک خواهر و برادر، دو برادر، دو خواهر، دو دوست، دو پدر بزرگ یا دو مادر بزرگ بتوانند کودکی را (دختر یا پسر) بزرگ کنند. البته می دانیم که اگر یک پدر یا مادر به تنهایی فرزندی را بزرگ کند (همخون یا فرزند خوانده) کسی تعجب نمی کند. تصویر جامعه وقتی کامل است که در کنار کودک پدر و مادر هم حضور داشته باشند.

 

 

 

 

خصوصیات خانواده :

خانواده یک نهاد اجتماعی است با :

1- حضور خویشاوندان متفاوت

2- وظایف متفاوت

3- حقوق متقابل

4- روابط شخصی (اغلب صمیمی)

5- منافع مشترک

6- پیگیری اهداف معین

7- تماس مستمر

8- پایداری نسبی

 

جایگاه خانواده :

وقتی گفته می شود فرد در خانواده خود زندگی می کند، بدین معنی است که آن فرد متولد  می شود، رشد می کند، رفع نیاز می کند، سکون و آرامش عاطفی پیدا می کند، بیمار و یا سالم   می شود، از محبت لذت می برد، با ازدواج و امتزاج دو روحیه هماهنگ می شود و به هدف متعالی می رسند، یعنی اولین و پایدارترین جایگاه و پایگاه برای انتقال عناصر فرهنگی به نسل های جدید شکل می گیرد که این جایگاه خانوادگی، تمامی استعدادهای اعضای خانواده را نیز شکوفا می کند.

جایگاه خانواده در اسلام در این جمله منعکس شده است که رسول اکرم (ص) می فرماید :

(ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج) یعنی، در اسلام هیچ بنایی دلپذیر تر و محبوب تر از بنای ازدواج و تشکیل خانواده نیست (جهانفر، 1384 : 95).

«روزن باوم»ازکشورآلمان برای تعیین جایگاه خانواده رویکردهایی را مطرح کرده که عبارتنداز

1- خانواده ساختاری برای رویارویی با بعضی از نارسایی های اجتماعی است.

2- خانواده عامل انتقال میراث های فرهنگی به نسل های بعدی است.

3- خانواده عامل توسعه ی فرهنگی از طریق ارتباط فکری بین اعضای خانواده است.

4- خانواده عامل تکوین هویت است که هویت در نوجوانی شکل می گیرد و با تشکیل خانواده بخشی از هویت افراد به ظهور می رسد.

از نظر «روزن باوم» دو وجهه ی عمده و مشترک خانواده عبارت است از :

1- خانواده گروه کوچک بسیار صمیمی است.

2- اجتماعی کردن نسل آینده اساسی ترین وظیفه ی خانواده است.  

انواع خانواده :   

مطالعه در تاریخ تحول خانواده و انواع و اشکال آن در جوامع معاصر جهان، نشان می دهد که خانواده از نظر کارکرد، ساخت، روابط اعضا، شیوه ی معیشت و اقتدار، انواع مختلفی به خود دیده و به اشکال متنوعی درآمده است. با توجه به ملاک ها و دیدگاه های مختلف، انواع خانواده اختصاراً به شرح ذیل است (تقوی، 1381 : 58).

از نظر کاربردی :

1- زیستی ؛ خانواده گروه متشکل از پدر و مادر و فرزندان.

2- آماری ؛ افرادی که با هم در زیر یک سقف زندگی می کنند و دور یک سفره غذا  می خورند و اقتصاد مشترک دارند.

از دیدگاه کارکردی :

1- جهت یابی ؛ خانواده ای که کودک در آن به دنیا می آید و بزرگ می شود و  گرایش ها و سوگیری های خود را از آن کسب می کند.

2- فرزند زایی ؛ خانواده ای که از زن و شوهر و فرزندان آنان تشکیل می شود و کارکرد اصلی آن تولید مثل است.

از نظر شیوه ی معیشت و نحوه ی زندگی :

1- شهری

2- روستایی

3- عشایری

از نظر ساخت خانواده و روابط افراد در درون آن :

1- خانواده هسته ای؛ خانواده هسته ای یا خانواده زن و شوهری خانواده ای است مرکب از یک زن و یک مرد با تعدادی فرزندان ازدواج نکرده. در خانواده هسته ای حداکثر دو نسل وجود دارد و از نظر قدرت تصمیم گیری ممکن است مستقل، نیمه مستقل و وابسته به شبکه ی خویشاوندی و خانواده گسترده باشد.

2- خانواده ی گسترده؛ خانواده گسترده یا خانواده توسعه یافته، خانواده ای است که از یک زن و مرد اصلی، فرزندان ازدواج کرده و نکرده ی آنان، همسر و کودکان فرزندان ازدواج کرده و خویشاوندان و وابستگان دیگر تشکیل می شود.

خانواده گسترده معمولاً شامل دو یا چند هسته ی زناشویی است و در آن بیش از دو نسل زندگی می کنند. خانواده ی گسترده انواع زیادی دارد که نمونه رایج آن در ایران «خانواده پدری توسعه یافته» است.

در ایران کنونی، به طور کلی خانواده در مرحلة انتقالی قرار دارد، هر چند که در طی چند دهة گذشته مرتباً بر نسبت خانواده های از نوع هسته ای به ویژه در شهر های بزرگ ایران افزوده شده است، اما باید توجه داشته باشیم که به طور کلی خانوادة کنونی ایران هنوز چهرة خانواده ای در حد وسط میان هسته ای و گسترده و یا به عبارت دیگر وضعیت انتقالی دارد(محسنی،1387 :345).

 

 

 

مقایسة ویژگی ها و نقش ها و وظایف در خانواده های هسته ای و گسترده

 

    ضابطه                                    خانوادة گسترده                     خانوادة هسته ای

تعداد فرزندان                                      زیاد                                  کم

بعد خانواده                                        بزرگ                                 کوچک

مسئول نگاهداری سالخوردگان                خانواده                                خانة سالمندن

فراغت و تفریحات                              خانواده                                تخصصی و بازرگانی

مسئول آموزش                                   خانواده                                مدرسه

شبکة روابط همسایگی                          قوی                                   سست  

تساوی زن و مرد                                 مرد برتر است                       تساوی زن و مرد

انتخاب همسر                                    بر عهدة خانواده                    بر عهدة دختر و پسر

وابستگی فرد به خانواده                        زیاد                                    کم

مسئول پرورش مذهبی                         خانواده                                 مدرسه

درجة ثبات                                       زیاد                                    کم

 


 

3- خانواده ملحقات : گونه ای از خانواده ی هسته ای است که یک یا چند نفر از خویشاوندان زن یا شوهر با اعضای آن زندگی می کنند، از نظر اقتدار داخل خانواده و اداره ی امور آن، اعضای خانواده تابع خانواده ی اصلی (هسته ای) و رئیس آن هستند. و همین نکته است که تمایز آن را با خانواده گسترده نشان می دهد.

4- خانواده ناقص ؛ خانواده ای است که بنا به دلایلی، یکی از عناصر اصلی و ارکان خانواده (مرد، زن و کودک) را نداشته باشد. از خانواده های ناقص می توان به موارد زیر اشاره کرد :

الف) خانواده نخستین ؛ زن و شوهر جوان نو پیوند و بدون فرزند را گویند.

ب) خانواده سومین ؛ زن و شوهر سالخورده که فرزندانشان پس از ازدواج خانواده را ترک    کرده اند.

ج) خانواده بی فرزند ؛ خانواده ای که به علت عقیم بودن مرد و یا نازایی زن فرزندی ندارند.

د) خانواده گسسته یا از هم گسیخته ؛ خانواده ای که به علت مرگ و میر یکی از زوجین یا طلاق یا ترک و یا طرد خانواده و مهاجرت و غیره، زن یا شوهر را نداشته باشد.

کارکردهای خانواده:

الف)رویکرد مثبت:

خانواده با وجود اینکه به عنوان اولین واحد اجتماعی شناخته می شود ولی دارای پیچیدگیهای فراوانی است بطوری که شناخت آن، اهمیت آن و تأثیر و کارکرد های آن بسیار مورد توجه صاحبنظران مختلف بوده است بر این اساس همچنان که تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و به اهمیت آن در زمینه های مختلف فردی، اجتماعی و غیره تأکید شده است کارکرد های متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است که در ذیل به شرح برخی از آنها اشاره می شود.

1-  کارکرد زیستی و تولید مثل خانواده:

وجود فرزندان در خانواده موجب استحکام خانواده می شود. شاید این کارکرد از جمله کارکردهایی است که تمام افراد چه صاحب نظر وغیره با آن آشنایی دارند. زن و شوهری که ازدواج می کنند، دیر یا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتی بین افراد مختلف، فرهنگ ها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچه دار شدن وتعداد فرزندان و فاصله سنی آنها تفاوتهایی وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامی فرهنگ ها، جوامع، طبقات مختلف اقتصادی واجتماعی مورد توجه است. امروزه در برخی جوامع به دلایل متعدد از جمله تعلیم و تربیت، اقتصاد، بهداشت و ... محدود کردن تعداد افراد خانواده را مورد تأکید قرار می دهند. در جامعه ما موضع کنترل موالید وتنظیم خانواده مورد توجه قرار گرفته و وزارت بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی به کمک وزارتخانها و سازمانهای مختلف به تهیه واجرای طرحهای مناسب در این راستا اقدام کرده اند.

2- کارکردهای تربیتی و آموزشی خانواده :

یکی از وظایف اساسی خانواده علاوه بر دنیا آوردن فرزندان، توجه به مسائل تربیتی آنهاست. خانواده با فراهم کردن محیط مساعد امکانات و شرایط مناسب و نظارت برتربیت وآموزش فرزندان چنین کارکردی را مهیا می سازد. در گذشته و قبل از تأسیس مکتب و مدارس تمام وقت وظایف تعلیمی و تربیتی وایجاد مهارتهای شغلی بر عهده خانواده بوده است. وکودکان و نوجوانان از طریق آموزش های غیر رسمی و نیز پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقی اجتماعی و همچنین حرفه و مشاغل مختلف جامعه، آشنا می شدند. با توجه به شرایط فعلی زندگی بخصوص در جوامع پیشرفته مقداری از این کارکرد بر عهده مهد کودکها، مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی و تربیتی گذاشته شده است. با اینحال توجه به این نکته ضروریست که هیچ یک از این مؤسسات قادر نخواهند بود تأثیرات خانواده را به صورتی کامل داشته باشند. بر این اساس ضروریست خانواده ها سهم خودرا در این وظیفه بخوبی رعایت نموده و بر اهمیت آن ازعان داشته باشند.

3- ارضاء و اقناع نیازهای جنسی به عنوان کارکرد خانواده :

در هر جامعه تلاش می شود که مسائل و احتیاجات جنسی به علت نیروی کششی زیادی که دارند به صورتی تحت نظارت قرا گیرند، هر چند شیوه های متفاوتی را می توان از بین جوامع مختلف برای چنین کنترلی مشاهده کرد. در هر حال در تمامی جوامع نقش اساسی و عمیق تشکیل خانواده در تأمین نیازهای جنسی به شیوه ای سالم مورد تأیید است. خانواده با تأمین محیطی سالم و مساعد و روابط مناسب، چنین نقشی را ایفا می کند و از بروز مشکلات مرتبط با نیاز طبیعی جنسی جلوگیری می نماید.

4- کارکرد خانواده به عنوان تأمین کننده سلامت جسمی و روانی اعضاء :

از وظایف خانواده تأمین امنیت جسمی و روحی برای هر یک از اعضای خانواده است. تا از این طریق سلامت جسمی و روحی آنها را تضمین کند. تأمین غذا، بهداشت و جو مناسب عاطفی و روانی شرایط را برای رشد و شکوفایی افراد فراهم سازد. بدیهی است در خانواده هایی که این کارکرد با مشکل روبرست، عدم تأ مین نیازهای تغذیه ای، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و جسمی، زمینه را برای ابتلا به انواع بیماریها فراهم می سازد. از سوی دیگرعدم توجه به مسائل عاطفی افراد خانواده، از جمله تأمین نیازهای روانی آنها، اعمال شیوه های ارتباطی مناسب، آموزش شیوه های مواجهه با مشکلات افرادی که از لحاظ روانی در وضع نامناسبی قرار گرفته اند، تحول جامعه خواهد بود. به این جهت لازم است تک تک افراد ابتدا در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن در طول زندگی مشترک به نیاز های عاطفی روانی خود و بقه افراد خانواده توجه داشته وبه آموزش و کسب اطلاعات لازم در این زمینه ها رغبت نشان دهند.

تحقیقات نشان می دهد زوجهایی که سلامت روانی کافی ندارند، اغلب فرزندانی ناسازگار وناسالم پرورش می دهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ اجتماعی مواجه با مشکلات زیادی هستند. این مسأله تنها به افسردگی ختم نمی شود، کلیه ناراحتیهای روحی چه ضعیف و چه خفیف در جو عاطفی خانواده انعکاس نا مطلوبی دارد. خانواده مشکل دار در علت شناسی آسیب های اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.

5- کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خانواده :

در اجتماعات سنتی خانواده این کارکرد خود را با کار و فعالیت اقتصادی مستقیم و آموزش و انتقال مسیتقم مشاغل از والدین به فرزندان انجام می داد. امروزه با صنعتی شدن جوامع، وضعبه گونه ای تغییر یافته است و عمدتاً چنین کارکردی به صورت غیر مستقیم اعمال می شود. امروزه دیگرکمتر به چشم می خورد که مشاغل به صورت موروثی منتقل شوند، اما خانواده از نظر تأمین شرایط و امکانات لازم برای جوانان خود به شیوه فعالیت اقتصادی آنها و گزینش شغل آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین خانواده با آموزشهای مستقم و غیر مستقیم فرآیند اجتماعی شدن فرزندان را فراهم ساخته، میزان موفقیت در امور اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد. خانواده های سالم معمولأ فرزندانی دارند که فعالیت های مختلف اجتماعی و روابط اجتماعی مناسب تری دارند.

ب) رویکرد منفی:

از این دیدگاه چنین استدلال می گردد که خانواده برای فرد و جامعه فایده ای در بر ندارد و به دنبال کارکرد های مثبت، برخی کارکرد های منفی نیز بر آن متصور است که عبارتند از:

1-  وابستگی به غیر

خانواده همان طور که بر مراقبت و نگه داری فرزندان و اجتماعی کردن آن ها تأثیرات مناسب فراوانی دارد اما گاه به دلیل توجه بیش از حد پدر و مادر، فرزند فردی متکی به غیر بار می آید. علاوه بر این اعضای خانواده چنان بهم احساس نزدیکی می کنند که این امر به نوعی محدودیت منجر و در نتیجه منجر به تنش وتعارض می گردد.(قنادان، منصور.مطیع، ناهید. ستوده، هدایت الله ،1386: 151).

2- مشکل رشد سریع جمعیت

هم چنين ممكن است با تغيير شرايط جامعه، آثار و نتايج مطلوب يك نظام اجتماعي به آثار و نتايجي نامطلوب و نامناسب براي نظام اجتماعي كل تبديل شود مثلاً توليد مثل كه در طول تاريخ يكي از آثار مهم وجود خانواده بر نظام اجتماعي كل بوده است، در شرايطي مانند شرايط امروز جامعه در صورتي كه از حد معيني در گذرد، آثار نامطلوبي به دنبال دارد امروزه در بعضي جوامع اين مسئله به صورت يك مشكل اجتماعي در آمده است

 

 

گسیختگی خانواده از نظر ویلیام گود :

به نظر گود هنگامی که یک یا چند تن از اعضای خانواده نتوانند وظایف و نقش خود را بطور مناسب و شایسته ای انجام دهند، گسیختگی خانوادگی بوجود می آید. شدت گسیختگی را در از هم پاشیدگی و تلاش خانواده هایی که اعضای آن از هم جدا شده اند می توان مشاهده کرد (محسنی تبریزی، 1383 : 68).

گود گسیختگی خانوادگی را معلول عوامل زیر می داند.

1- فقدان پدر که در اثر مرگ و میر، طلاق یا اشتغال بیش از حد پیش می آید و در این حالت وظایف پدر بر دوش مادر افکنده می شود یا شخص دیگری در غیاب پدر این نقش را به عهده  می گیرد.

2- فقدان یا غیبت مادر به علت اشتغال خارج از خانه، مرگ و میر یا طلاق که در این شرایط اجرای نقش های مادرانه دچار اختلال می گردد.

فقدان در خانواده ، یعنی از دست دادن یکی از اعضای خانواده ، بخصوص مرگ یکی از عزیزان. این امر چه به صورت احتمالی و چه به صورت واقعی اثر عمیقی بر زندگی خانواده دارد.

 در بحث از خانواده، فقدان، نه تنها شامل این موارد است، بلکه فراتر از آن به از دست رفتن اشیای خانواده نیز گفته می شود. روشن است در دوران خرد سالی، به علت ویژگی خاص شناختی، بین کودکان و اشیا نیز دلبستگی هایی ایجاد می شود. اگر ویژگی "جان پنداری" کودکان را در نظر داشته باشیم، در می یابیم که بین اشیا و کودکان رابطه عاطفی خاصی بر قرار می شود که با فقدان آنها، نوعی آسیب عاطفی، بر کودک وارد می شود. جان پنداری یکی از ویژگی های شناختی کودکان است. در نظریه رشد شناختی ژان پیاژه ابتدا کودکان اشیای بی جان را جاندار می پندارندو بارشد شناختی،به شیوه خاص درطی مراحلی، جانداران،از اشیای بی جان متمایزمی شوند.

هر فقدان نیازمند سازگاریهایی است، زیرا هر کدام مسائل خاص خود را دارند. هر نوع تغییر در زندگی آدمی، چه خوشایند و چه ناخوشایند مستلزم نوعی سازگاری مجدد است. فقدانهایی چون مرگ همسر، طلاق، زندگی جدا از همسر(طلاق عاطفی)، گرفتاری و زندانی شدن، مرگ یکی از اعضای خانواده و... نیازمند بیشترین تغییر هستند و سازگاری مجدد اجتماعی بالایی را می طلبند. (ستوده ، 1386 :110).

از پیامد های فقدان وداغدیدگی و تأثیر آن بر سلامت انسان مطالب زیادی نوشته اند. شاخص ترین فقدان از دست دادن همسر است. زنانی که شوهر انشان را به تازگی از دست داده اند، احساس فنا پذیری در آنها به طور چشمگیری افزایش می یابد و ممکن است میزان مرگ و میر را در این موقعیت تا ده برابر افزایش دهد. مردانی که زنان خود را از دست می دهند نیز به افزایش مرگ و میر، همراه با بیماری قلبی در شش ماه اول بعد از داغدیدگی دچار می شوند. این امر در زنان و مردان بیوه نیز صادق است.

3- وجود روابط عاطفی ضعیف و حتی متعارض بین اعضاء خانواده که علیرغم زندگی اجتماعی با یکدیگر در ظاهر اما از کارکردهای کنش متقابل ضعیفی برخوردار بوده و نسبت به یکدیگر از همدلی و هم حسی برخوردار نیستند (محسنی تبریزی ، 1383 : 69-68).

گود در کتاب معروف خود تحت عنوان «جامعه و خانواده ضمن اشاره به اهم وظایف و کار کردهای نهاد خانواده به شرایط و عواملی که منجر به گسیختگی و بی سازمانی و تشدید شرایط آنومیک در خانواده می گردد اشاره می کند.

به نظر گود خانواده نقش عمده ای را در تأمین نیازهای جسمی، روانی، روحی و عاطفی و اجتماعی فرزندان و اعضاء خود ایفا می کند. به علاوه نهاد خانواده به جریان شناخت خود، کشف خویشتن و هویت یابی فرد کمک می نماید. این نهاد همچنین نقش   عمده ای را در یادگیری، تربیت و آموزش اعضاء به عهده دارد و بالاخره خانواده منبع رشد و شکوفایی استعدادهای فرزندان و اعضاء خود به شمار می آید (همان : 69).

وظایف عمده ی خانواده از نظر گود:

الف) تأمین نیازهای جسمی فرزندان :

هنگامی که کودک به دنیا می آید فاقد هرگونه توانایی برای ارضاء نیازهای خود می باشد، لذا در این دوران به طور کامل متکی به والدین بوده و حیات خود را در گرو فعالیت های آنان محفوظ می دارد، که البته با رشد فرد این وابستگی به تدریج کاهش یافته و نیازمندی ها اشکال دیگری به خود می گیرند. گود در نظریه ی خود این نکته را یادآوری می کند که الگوی رشد شخصیتی کودکان ابتدا در چهار چوبی از روابط با والدین شکل می گیرد. تأثیر این امر را می توان در زندگی بزرگسال در میان نوجوانان مشاهده نمود. یعنی هنگامی که والدین طرد کننده باشند، کودکان غمگین، مظنون، غیر قابل انعطاف، نامطمئن، مضطرب و درونگرا می باشند و در صورتی که والدین نسبت به آنها محبت داشته باشند فرزندانی برونگرا، خوشحال و مطمئن خواهند داشت.

ب) شناخت «خود» و «کشف خویشتن» :

شناخت خود در خانواده صورت می گیرد. خانواده است که با مورد قبول قرار دادن فرزند و مهر و محبت به او، او را به خود می شناساند و به فرزند امنیت و آسایش می دهد.

ج) یادگیری :

یادگیری از خانواده شروع می شود. خانواده است که در ابتدا هنجارها و ارزش های اجتماعی را به فرزندان می آموزند و در نتیجه اجتماعی شدن و جامعه پذیری تحقق می یابد. جامعه پذیری به مفهوم درونی ساختن و پایدار نمودن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و تطابق با فرم گروه است یکی از مهم ترین وظایف نهاد خانواده به شمار می رود، و لذا فرد در جریان جامعه پذیری نه تنها با ارزش ها و استانداردهای اجتماع آشنا می شود بلکه چگونگی شکل پذیری این هنجارها را نیز فرا می گیرد.

از اینرو، بوجود آوردن فرصت و امکانات شناسایی فردی که وابسته به شناسایی خانوادگی است و نتیجه ی آن بدست آوردن استحکام و قدرت کافی برای مواجهه با تجربیات جدید است این همه از وظایف خانواده به شمار می آید.

د) خانواده منبع رشد :

خانواده منبع رشد و شکوفایی استعدادهای اعضاء و فرزندان خود می باشد. خانواده نه تنها به رشد و پرورش استعدادهای نهفته اعضاء کمک می کند، بلکه امکانات و ابزار عینی و لازم را جهت شکوفاسازی و تجلی آن استعدادها فراهم می سازد (گود ،1352 : 249).

سیر تحول خانواده در ایران :

مطالعه خانواده در ایران مستلزم شناخت ،کارکرد وارزشهای فرهنگی و سیر تحولی آن در گذر زمان است. برای این منظور ما ابتدا خانواده در ایران باستان را اجمالاً مورد برسی قرار داده،سپس تغییرات عمده ای که در سالهای اخیر پیدا کرده است، مورد مطالعه قرار می دهیم.

خانواده در ایران باستان :

خانواده در ایران باستان دارای دو ساخت مختلف گسترده وهسته ای بوده است. اولی در خانواده اشراف ودومی در خانواده های معمولی رایج بوده است. در خانواده های اشرافی رئیس خانواده یا " کتک خای" (کد خدای) با سایر اعضای خانوادهاش یک جا زندگی می کرد . شکل خانواده " پدر سالار " ودارای کارکردهای متعدد ومتنوعی بود. از آنجا که نظام اقتصادی مبتنی بر تولید کشاورزی بود،خانواده، واحدی تولیدی به شمار می رفت. افزایش تعداد افراد خانواده موجب فعالیت های اقتصادی ورفاه اجتماعی می شد، لذا تدارک خانواده بزرگ وپر اولاد به لحاظ اقتصادی اهمیتی خاص داشت. سایر کارکردهای خانواده ایرانی عبارت بودند از: کارکردهای زادولدی ،تربیتی، دینی، تفریحی، حمایت از کودکان، زنان و سالخوذردگان، تٍٍاٌمین نیازهای عاطفی وشخصی فرد وبالاخره همسر گزینی برای فرزندان به عنوان یک تکلیف دینی.

زناشویی با محارم در عصر ساسانی نیز رواج داشت. ازدواج خواهر وبرادر در این عصر، بویژه در میان بزرگان امری شایع بود. گاهی پدری به هنگام بلوغ پسر بزرگش، یکی از زنان خود را به عقد ازدواج او در می آورد ه است و یا به هنگام بروز دعوی بر سر ارث میان خواهر و برادر،ازدواج آن دو منجر به خاتمه دعوی می شده است، اما دلیل عمده این گونه زناشویی ها، اعتقاد به حفظ پاکی واصالت خون و قانونی شدن این امر در متن اشرافیت عصر ساسانی است. البته این به آن معنی نیست که ازدواج با بیگانه رخ نمی داد، بلگه حتی در میان خاندان شاهی نیز تخلفاتی از این قانون صورت می گرفت (مهدی،17:1354).

خانواده در ایران پس از اسلام :

پس از ظهور و ورود اسلام به این سرزمین، ساخت خانواده، به صورت گسترده، و پدر سالار کماکان الگوی غالب نظام خانوادگی بود و از لحاظ کارکردی نیز خانواده در نظام اقتصادی مبتنی بر تولید کشاورزی همچنان واحد تولید و مصرف محسوب می شد. سایر کارکردهای خانواده ایرانی نیز در عصر اسلامی محفوظ باقی ماند.

از نظر شیوه های ازدواج، شریعت مقدس اسلام، درکنار الگوی " یک همسری" ؛ " چند زنی"

را مشروط به رعایت شرایط بسیار سخت مجاز کرد(سوره نساء، آیه 3).

ازآنجا که تاریخ ایران را به عبارتی"تاریخ مذکر"خوانده اند،فرهنگ جامعه ایرانی همواره "فرهنگی مردانه"بوده است.خانواده درایران زیرسلطه پدربوده وبایدتحت عنوان"خانواده ای پدری"

از آن یاد کرد. خویشاوندی یک سویه بوده و به اقتضای آن خانواده نیز " خانواده ای پدر تبار"

بوده است. به علت شیوه تولید کشاورزی، امکان نفوذ بیشتر و قدرت برتری به پدر داده می شده وبه همین ترتیب " جنس مذکر" از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.

علاوه بر پدر تباری، باید از ویژگیهای دیگر آن" پدر نامی" و " پدر مکانی" نیز نام برد. فرزند نام خودرا از پدر می گرفت (پدر نامی). وزمانی که پسر ازدواج می کرد، همسر خود را به خانه پدر می آورد(پدر مکانی).

ازدواج در خانواده ایرانی بیشتر جنبه طبفاتی داشت، بدین معنی که ازدواج معامله ای پایاپای و همسان بشمار می رفت، در واقع می توان آن را از نوع " همسان خواهی" دانست. هر فردی همسری از طبقه خود را می جست که با پایکاه، اعتبار ومنزلت خانوادگی وی همراه باشد.

ازدواج دختران نسبت به پسران با توجه به امکانات فیزیو لوژیک و نسبت به رشدو بلوغ جسمانی زود رس بود. این پیش رسی ازدواج عوامل متعددی داشت:

1. باور همگانی: عموم مردم عقیده داشتند که دختر فساد پذیرتر از پسر است و وقتی که به بلوغ رسید، نگهداری و محافظت از وی کاری است بس دشوار.

2. عدم امکانات اقتصادی: گاه افراد داشتن دختران متعدد را برای یک پدر، نه تنها از نظر اجتماعی، بلکه از نظر اقتصادی نیز بلایی به شمار می آورند. البته این امر عمومیت نداشت.

3. عامل مذهبی: ادیان اسلام، زرتشتی و حتی مسیحی ازدواج را نوعی " فرضیه"  محسوب می دارند. دین اسلام در این زمینه به قدری تأکید داردکه تجرد را برای مردان نوعی گناه به شمار می آورد (مهدی،19:1354).

در جامعه های سنتی، کارکردهای خانواده در ردیف مسئولیت های خانواده به حساب می آید. خانواده قبول می کند که آموزش و پرورش اعضاء خود را انجام دهد، برای افراد کار تهیه کند، وسایل گذران اوقات فراغت آنها را تدارک ببیند، تسهیلات رفاهی فراهم کند، امکانات اقتصادی ایجاد کند، و حتی به افراد آموزش مذهبی بدهد. شبکة روابطی که بر اساس آن اعضای یک خانواده در پیوند و ارتباط با یکدیگر قرار می گیرند زیر نفوذ قوانین، آداب و رسوم و سنت هایی است که پایگاه و نقش های افراد را تعیین می کند. شوهر دارای نقش خاصی است، و نقش زناشویی توسط زن و شوهر ایفا می شود. در بعضی از خانواده ها بزرگ ترین فرزند پسر هم ممکن است پایگاه ویژه ای داشته باشد(محسنی، 1387: 337).

در طول تاریخ، نقش های سنتی زن در جامعة ایرانی از اهمیتی بسیار برخوردار بوده است به این صورت که نقش زن در خانواده پخت و پز، نظافت، نگهداری و پرستاری از فرزندان و همچنین تحمل مرارت های زیاد می باشد البته باید اشاره کنیم که همة این نوع انتظارات خاص مشرق زمین نبوده است. در توصیف خانواده در یونان باستان آمده است که تمام کارهای خانه را زن ها انجام میداند. زنان یونانی معتقد بودند که زن باید در خانه خود را خوب نگه دارد و مطیع مرد باشد. اگر میهمانی به نزد مرد می آمد، زن از اتاق بیرون نمی رفت. زن ها حتی به ندرت از خانه بیرون می رفتند. بر عکس مرد تقریباً تمام مدت روز را در خارج از خانه می گذراند.

امام محمد غزالی در کتاب کیمیای سعادت عنوانی را به آداب زندگانی کردن با زنان از اول نکاح تا به آخر اختصاص داده است. و به مردان توصیه کرده است که به این نکات توجه داشته باشند: ولیمه(طعام دادن به دوستان)، خوی نیکو پیش گرفتن با زنان، مزاح کردن با زنان، رعایت مزاح با زنان، محفوظ داشتن زن از نا محرمان، نفقه نیکو دادن، آموزش علم و دین، اگر دو زن دارد میان آنها اعتدال را رعایت کند، صحبت داشتن، فرزند آوردن و خودداری از طلاق تا سر حد امکان.

خانواده در ایران معاصر:

اساسی ترین دگرگونی هایی را که در طی چند دهة اخیر در ساخت و روابط خانوادگی در اغلب نقاط دنیا روی داده است می توان به شرح زیرخلاصه کرد.

1- وسعت ابعاد خانواده، تدریجاً در طی سال های اخیر تقریباً در اغلب کشور ها تنزل یافته است و یا در حال تنزل است، بررسی های انجام شده نشان می دهد که علل اساسی آن عبارتند از:

الف- رشد شهر نشینی و آثار ثانوی آن. در حالی که وجود یک خانوادة وسیع در روستا امکان پذیر است(وجود نیروی انسانی بیشتر در کار کشاورزی)، در شهرها مقررات منع کار کودکان و مخارج زیاد زندگی شرایطی را فراهم می کند که عملاً تعداد فرزندان را محدود می سازد.

ب- به نظر می زسد که یکی دیگر از عوامل بنیادی، کارایی بیشتر و پذیرش گسترده تر وسایل پیشگیری از حاملگی باشد. دگرگونی در گرایش های اخلاقی مردم از سویی، و گسترش سطح آموزش آنها از سوی دیگر، امکانات لازم را از نظر مؤثر واقع شدن تبلیغات در زمینة کنترل موالید، و در نتیجه درک و پذیرش آن فراهم کرده است.

خانواده ها دارای نگرش های واحدی در زمینة بهداشت و تنظیم خانواده نیستند. در خانوادة جدید و نوگرا، گرایش به محدود کردن تعداد فرزندان بیشتر است و در مقابل خانوادة سنتی گرایش موافقی با فرزندان بیشتر دارد.

ج- علت دیگر، تغییراتی است که به ویژه در کشورهای صنعتی در موقعیت اقتصادی خانواده و در رابطه با کالاهای مصرفی و کاربرد بیش از پیش آنها روی داده است. در خیلی از خانوارها شاید خرید یک ماشین جدید، بر داشتن یک فرزند اضافی ترجیح داده شود.

د- آزادی بیشتر زنان هم بدون تردید یکی از عوامل مهم بوده است. تساوی اجتماعی- سیاسی زنان با مردان در اوایل قرن بیستم تحقق یافت و با ایجاد افزایش تقاضا برای کار زنان و فراهم آمدن فرصت های شغلی آنان برای ورود به مشاغل مختلف، پایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان دگرگون شد و همزمان با آن نقش زن به عنوان خانه دار، همسر و مادر نیز تغییر پیدا کرد. توانایی زن از نظر تنظیم موالید و پیشگیری از حاملگی، قدرت زن را در مورد در اختیار گرفتن زندگی خویش بیشتر کرد. تعداد زنان ازدواج کرده و یا مجردی که در خارج از کانون خانوادگی کار می کنند افزایش یافته است و نتیجة این امر استقلال بیشتر آنان است.

«پولاک» در سفرنامة خود با اشاره به موقیت زنان دورة قاجاریه در ایران می نویسد: عنوانی که به زن محترم می دهند «خانم» است، زن های درجة دوم را «بیگم» یا «باجی» می گویند، عنوان زنان از پایین ترین مرتبه و درجه «ضعیفه» است. عنوان «بی بی» به معنی سرکار خانم سابقاً رواج داشته است اما فعلاً استعمالی ندارد.

2- سن ازدواج، در کشورهای صنعتی غرب در حال تنزل است و حال آنکه سن ازدواج در کشورهای در حال توسعه که در گذشتة نزدیک به ویژه در جوامع روستایی آنها بسیار پایین بود در حال افزایش است.

بررسی انجام شده در نقاط شهری ایران در زمینة نگرش مردم در مورد معیارهای ازدواج و خانواده گویای این واقعیت است که پسر و دختر از نظر سن ازدواج دو جایگاه متفاوت دارند و این تفاوت از کشورهای صنعتی بیشتر است.در حالی که ازدواج کمتر از 20 سال برای مردان تقریباً توصیه نمی شود، برای زنان امری طبیعی است. ازدواج بعد از 26 سالگی برای دختران تقریباً بدون طرفدار است و حال آنکه برای پسرها یک هنجار پذیرفته است. ازدواج زودرس پسران در ذهن مردان دو برابر بیش از زنان است و از سوی دیگر زنان بر ازدواج پسران بعد از 26 سالگی تأکید بیشتری دارند(محسنی،1387:347).

3- گرایش ها و آمادگی افراد در مقابل طلاق، دگرگون شده است. در حالی که در گذشته میزان طلاق بسیار اندک بود، در حال حاضر در اغلب کشورهای دنیا به ویژه جوامع صنعتی این میزان در حال افزایش است.

4- نسبت ورود زنان همسردار به بازار کار، در اغلب کشورهای دنیا در حال افزایش است، که یکی از نتایج اولیة آن استقلال بیشتر زنان شاغل است. در زمینة فرهنگی نیز پایگاه زن و تصور اجتماعی او در محیط های مختلف دستخوش دگرگونی بوده است.

بدیهی است کار زنان پدیدة جدیدی نیست و آنان در زمینه های تولیدات کشاورزی و خدمات خانه همیشه فعال بوده اند. در برخی از گروه های شغلی مانند صنعتگران و کسبه، تعیین مرز میان کارخانه و مشارکت در فعالیت های شوهر چندان ساده نیست.

با اینکه زنان در همه اجتماعات بشری کار می کرده اند اما کار آنان در دنیای جدید یک تفاوت اساسی با تمامی اعصار گذشته دارد. خصلت اصلی کار کنونی زنان این است که می توانند به   گونه ای مستقل از شوهر و خانواده و در محیطی خارج از خانواده و مایملک آن به کار بپردازند و در کار خود ارتقاء شغلی پیدا کنند. اما آنجا که درآمد زنان از کار معمولاً در حدی پایین تر از مردان قرار دارد، ورود آنها به مشاغل مهم دشوار است، و نقش های مادری و همسری آنان بر نقش حرفه ای تفوق دارد، عملاً نفوذ اجتماعی و استقلال عمل آنان تحول چندانی نیافته است.

تغییر اساسی در زمینة اشتغال زنان را باید در دنیای غرب در قرن نوزدهم و توسعة صنعتی در این قرن جستجو کرد، چرا که در این دوره تعداد کثیری از زنان در گروه مزد بگیران قرار گرفتند. در اورپا اندکی پس از پایان جنگ جهانی اول، نسبت زنان شاغل در کارخانه ها فوق العاده افزایش یافت، اما بتدریج رو به کاهش گذاشت . در حال حاضر در اروپا بیشترین نسبت زنان شاغل در بخش خدمات فعالیت دارند(محسنی،1387 :348).

دستیابی برخی از زنان به مشاغلی که سابق از این خاص مردان بود مانند جراحی، رانندگی کامیون، وزارت و کارهای مشابه در حال حاضر به طور کلی چیزی جز استثنا نیست. بررسی در گروه های شغلی گوناگون حاکی از این است که برخی از مشاغل در جوامع امروز بیشتر خاص زنان است. در سطح کادرهای عالی زنان بیشتر به حرفة استادی اشتغال دارند تا کادر پزشکی. در سطح کادرهای متوسط نسبت معلمین مدارس خیلی زیاد است و در میان کارمندان عادی حرفة اغلب زنان منشی گری و ماشین نویسی است. در میان جمعیت شاغل نسبت زنان فاقد مهارت های تخصصی شغلی بیشتر است. این شرایط نابرابر بیشتر ناشی از پیشداوری های فرهنگی مربوط به کار زنان است. بررسی خانم« شومبار دو لو » در فرانسه نشان می دهد که پذیرش جامعه از زن به عنوان سفیر یا مهندس به مراتب ساده تر از پذیرفتن یک زن به عنوان متخصص برق و یا مکانیک است. مهارت حرفه ای زنان در برخی از مشاغل از طرف جامعه قابل قبول نیست. همین بررسی نشان می دهد که دیدگاه طبقات اجتماعی نسبت به کار زنان در خارج خانه متفاوت است. شدت مخالفت کارگران با کار زنان از همة گروه های دیگر بیشتر است و طبقات متوسط بیش از سایرین با کار زنان موافق هستند. به هنگامی که مسألة کار زنان همسردار دارای فرزند مطرح می شود مخالفت ها بیشتر می شود.

بررسی انجام شده در جامعة شهری ایران گویای این واقعیت است که کار زنان در بیرون از خانه مورد تأیید بیش از نیمی از پاسخگویان است، هر چند که درصد قابل توجهی نیز با آن  مخالفند. این بررسی نشان می دهد که میان وضعیت اشتغال زنان با جنس، وضع سواد، درآمد رئیس خانوار و وضع تأهل آنان رابطه دارد و زنان بیش از مردان با اشتغال زنان موافقت دارند.

5- خانواده هنوز نقش اساسی خود را که همان تولید عناصر تازه برای زیست در جامعه است حفظ کرده است. با اینکه میزان موالید نامشروع در دنیا در طی سال های اخیر افزایش یافته است اما نسبت آن در مقیاس کلی خیلی زیاد نیست. در عین حال هر چند که میزان موالید کاهش یافته است در مقابل احتمال بقای فرزندان رو به افزایش است.

6- خانواده از لحاظ کارکرد اجتماعی کردن همچنان مهم باقی مانده است، هر چند که خیلی از ابعاد خاص آموزشی آن (شغل و غیره) به سازمان های تخصصی نظیر مدرسه واگذار شده است.

آموزش اخلاقی و مذهبی دیگر در خانه و از طریق مشارکت سادة میان خانه و مسجد انجام     نمی گیرد. آموزش اخلاقی و مذهبی بیشتر در چارچوب خدمات مدرسه، سازمان های مذهبی و وسایل ارتباط جمعی انجام می شود. نقش دولت ها در این زمینه همواره در حال افزایش بوده است. در آموزش و پرورش هزینه های سرمایه ای و جاری قسمت اعظم مدارسی که مورد استفادظ اکثریت دانش آموزان و دانشجویان می باشد از محل عواید عمومی تأمین می شود. علاوه بر این دولت ها با همکاری سازمان ها و مقامات محلی پیش بینی های لازم را از نظر تأمین کار برای جوانان در آینده انجام می دهد.

7- کارکرد خانواده از لحاظ عاطفی به نظر می رسد که به ویژه در جوامع صنعتی غرب در      سال های اخیر افزایش یافته باشد. هر چند که سنجش و اندازه گیری این خصلت دشوار است، اما احتمالاً فرهنگ معاصر در مقایسه با گذشتة نه چندان دور تاکید بیشتری بر «همزیستی» و «با هم بودن» دارد. در همین رابطه است که مشاهده می کنیم سایر منابع پاسخ دهی به نیازهای عاطفی افراد با تحرک بیشتر خانوادة هسته ای از لحاظ اجتماعی و فیزیکی تقلیل یافته اند. تحرک مکانی بیشتر که به علت گسترش وسایل حمل و نقل و ارتباطات فراهم آمده است اعضای خانواده را مواجه با انشعاب و جدایی از یکدیگر کرده است، اما در عین حال این وسایل به اعضای خانواده امکان می دهد که با یکدیگر در ارتباط باشند.

8- کارکرد خانواده از لحاظ حمایتی و نگاهداری رشد چندانی نیافته است. عواملی مانند خانه های سالمندان، سازمان های خدمات اجتماعی، و کمک های سازمان های تأمین اجتماعی همه نیاز به حمایت خانوادگی را تقلیل داده است. بسیاری از سازمان های رفاهی و خدماتی کودکان و جوانان، حتی اگر به صورت خصوصی اداره شوند از کمک های مالی دولت به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده می کنند. علاوه بر این خدماتی نظیر مراقبت های بهداشتی و تغذیه ای محصلین مدارس و حمایت اجتماعی از آنان غالباً با مشارکت دولت صورت می گیرد.

بررسی انجام شده در ایران نشان می دهد که ساختار قدرت در خانوادة ایرانی در دست تحول شدید است. اکثریت پاسخگویان در این بررسی اظهار داشته اندکه در خانوادة آنها تصمیمات توسط زن وشوهر به طور مشترک اتخاذ می شود و این نسبت در خانوارهایی که سطح سواد بالاتر است عمومیت بیشتری دارد. به این اعتبار شاید بتوان در آینده شاهد افقی تر شدن هرم قدرت در این خانوار ها بود.

9- نهایت اینکه خانواده به عنوان یک واحد تولیدی اهمیت خود را بتدریج از دست می دهد و بیش از پیش به یک واحد مصرفی مبدل می گردد. فعالیت های اقتصادی در حال حاضر اکثراً توسط سازمان های اقتصادی، خصوصی و یا دولتی و نیز سازمان های وابسته به آنها انجام می شود و خانواده دیگر یک سازمان اقتصادی به شمار نمی رود. 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقایسة نگرش های خانواده های سنتی و جدید در زمینه تنظیم خانواده

 


 

ضابطه                                   خانوادة سنتی                              خانوادة جدید

  

ارزش ها:                       فرزند بیشتر،تأمین بیشتر                  فرزند بیشتر،تأمین کمتر

                                  تولد بچه دست خداست.                تولد باید تنظیم شود.

                                  رضایت شوهر مهم است.                رفاه خانواده هم مهم است.

 

رفتارها:                         کاربرد وسایل عوامانه                       کاربرد وسایل مطمئن

                                 عدم بحث با شوهر در مسائل جنسی         بحث در بارة مسائل جنسی

 

هنجارها:                       تفوق همه جانبة مرد                       حقوق مشترک و مساوی

                             مذموم تلقی شدن وسایل پیشگیری       قابل قبول بودن وسایل پیشگیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نتیجه گیری:

اگر چه نقش نظام خانواده در زندگی اجتماعی کم تر از گذشته شده است ولی این نقش هم چنان نقشی اساسی و عمده است و برای آن جایگزینی نیافته اند. اگر چه بعضی از صاحب نظران برای حذف نظام خانواده طرح هایی ارائه دادند و بعضی هم آن ها را به اجرا در آوردند ولی همة این طرح ها با شکست رو به رو شدند. علاوه بر این وبا توجه به این نکته که نظام خانواده در طول تاریخ با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستی دستخوش تحول و دگرگونی های زیادی شده است به طوری که در بسیاری از جوامع خانواده از حالت گسترده به صورت هسته ای در آمده که خود موجب تغییراتی در نقش ها و کارکرد های خانواده شده است اما خانواده به منزلة یک خرده نظام ضروری که هم سلامت فرد و هم بقای جامعه را تاٌمین می کند هم چنان به حیات خویش ادامه میدهد که دلیل بقا و پایداری نظام خانواده را در طول تاریخ می توان در دو نکتة زیر یافت.

اول- نقش مهم و غیر قابل انکار خانواده در زندگی فرد.

دوم- نقش گسترده و تعیین کنندة خانواده در نظام اجتماعی کل به گونه ای که حذف آن، نظام اجتماعی را با هزینه های سر سام آوری رو به رو خواهد کرد. لذا اینجاست که داشتن یک خانوادة  سالم اهمیت و ضرورت پیدا می کند و جایگاهی خاص به خود اختصاص می دهد.و از آنجایی که نظام خانواده متشکل از نقش هایی است که بر عهدة هر کدام از اعضای آن گذاشته می شود (پدر،مادر و فرزند) لذا برآورده شدن صحیح انتظارات هر کدام از نقش های محول شده به افراد برای سلامت و بقای خانواده لازم و ضروری است به طوری که اگر هر یک از افراد نتواند نقش خود را بخوبی ایفا کند وبه حقوق و تکالیف خود ودیگر اعضای گروه آگاه نباشد به یقین موجب نارضایتی اعضای دیگر شده و در نتیجه گسیختگی خانواده را به همراه خواهد داشت به همین  دلیل آگاهی هر کدام از اعضای خانواده نسبت به وظایف خود در سایة شناخت و آگاهی کامل نسبت به مسائل اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه و پایبندی آن ها به اصول اخلاقی از عناصر اصلی حفظ و بقای نظام خانواده و به تبع آن نظام اجتماعی کل می باشد.

 

 

 

 

 

 

منابع :

1- قرآن کریم .

2- تقوی ، نعمت اله (1381) ، مبانی جمعیت شناسی ، تبریز ، انتشارات دانیال .

3- جهانفر ، محمد (1384) ، دانش خانواده سالم جمعیت و تنظیم خانواده ، تهران ،        انتشارات جهان فرهنگی .

4- ستوده ،هدایت الله (1386) ، جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، تهران، انتشارات ندای آریانا، چاپ دوم.

    5- قنادان، منصور و همکارن (1386).جامعه شناسی (مفاهیم کلیدی)، تهران، انتشارات آوای نور، چاپ هفتم.

     6- کتاب درسی، (1388)، مطالعات اجتماعی، سال اول متوسطه

7- گود ، ویلیام (1352) ، جامعه و خانواده ، ترجمه ویدا ناصحی ، تهران ، ترجمه و نشر کتاب

8- محسنی، منوچهر(1387)، مقدمات جامعه شناسی، تهران ، انتشارات نیل، چاپ بیست وچهارم.

9- محسنی تبریزی ، علیرضا (1383) ، وندالیسم ، مبانی روان شناسی اجتماعی ، جامعه شناسی و روان شناسی وندالیستی در مباحث آسیب شناسی و کژرفتاری اجتماعی ، تهران ، انتشارات آن .

10- مهدی ،علی اکبر (1354). درجامعه شناسی خانواده ی ایرانی، تهران: انتشارات پیام ، چاپ اول.

11- نشریه مرکز تحقیقات واحد خواهران دانشگاه امام صادق علیه السلام ، فصلنامه فقه حقوق اسلامی/ شماره 360 / زمستان 83 .

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.

 

 

تهیه کننده

صمصام مهدی پور کارشناس ارشد علوم اجتماعی

دبیر دبیرستان های شوشتر

 بهار 91

 

 نکته : برداشت از محتوای مقاله با ذکر نام نویسنده مجاز است .

 

 



1-


موضوعات مرتبط: مقالات
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 20:26 ] [ ن . درویشی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خداوندا دربرابر هر آن چه انسان ماندن را به نیستی و تباهی می کشاند : مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن .