فصل اول:

درس اول

1-  مفاهیم زیر را تعریف کنید. برای هر یک مثالی بنویسید.

جهان : جهان واژه ای است که برای اشاره به مجموعه های بزرگ به کار می رود مانند جهان طبیعت.

جهان اجتماعی : به مجموعه پدیده هایی دلالت می کند که در محدوده ی زندگی اجتماعی انسان ها قرار می گیرند مانند خانواده.

2-  معیار (قاعده) شناسایی پدیده های درون جهان اجتماعی چیست؟

ارتباط با زندگی اجتماعی انسان. به بیان دیگر هر چیزی که با زندگی اجتماعی انسان ارتباط داشته باشد، درون جهان اجتماعی قرار می گیرد.

3- چهار نمونه از پدیده هایی را  که درون جهان اجتماعی قرار دارند، نام ببرید.

1.     کنش های اجتماعی انسان ها و پیامدهای آن

2.     احترام به قانون

3.     خانواده

4.     امنیت

4- پدیده هایی مانند زلزله، خشکسالی و... درون جهان اجتماعی قرار می گیرند یا  بیرون آن؟ چرا؟

زلزله و خشکسالی پدیده های طبیعی هستند و از این جهت درون جهان اجتماعی قرار نمی گیرند اما، از آن جا که این پدیده ها تأثیرات تعیین کننده ای در کنش های اجتماعی انسان دارند، به جهت ارتباطی که با زندگی اجتماعی انسان ها پیدا می کنند، درون جهان اجتماعی قرار می گیرند.

5- پدیده های طبیعی (مانند زلزله و خشکسالی) چگونه در کنش های اجتماعی انسان ها تأثیر می گذارند؟

انسان ها برای مقابله با  زلزله و خشکسالی، قواعد خاصی وضع می کنند و کنش های مناسبی انجام می دهند. آنها خانه های خود را به گونه ای می سازند که در برابر زلزله مقوم باشند، در مناطقی که آب و هوای خشک دارد، کشاورزی مناسب با همان آب و هوا را انتخاب می کنند. همه ی این کنش ها تحت تأثیر پدیده های طبیعی مذکور انجام می شود.

6- مواردی مانند ستارگان، فلزات و...  که بیرون از جهان اجتماعی هستند می توانند در گستره ی جهان اجتماعی وارد شودن؟ چگونه؟

بله، این موارد محصول کنش انسان ها نیستند ولی از برخی جهات می توانند با جهان اجتماعی ارتباط داشته باشند و به جهان اجتماعی وارد شوند.

به عنوان مثال: انسان ها با شناخت فلزات، وسایل و ابزارهای جدید می سازند و این ابزارها  در نحوی زندگی آنان اثر می گذارد. شناخت ستارگان، امکان پیدا کردن راه ها را در بیابان ها و دریاها فراهم می سازد و این پدیده سفره ها و مهاجرت های انسانی را گسترش می دهد.

7- شناخت خداوند و اعتماد به جهان ماوراء طبیعی، چگونه در کنش های اجتماعی انسان ها تأثیر می گذارند؟

شناخت خداوند، فرشتگان و جهان ماوراء طبیعی، و آرمان ها و ارزش های زندگی آدمیان را تغییر می دهد و کنش های اجتماعی آنان را دگرگون می سازد.

8- آیا نوع برخورد "سنت های الهی" با انسان ها و جوامع مختلف یکسان است؟ توضیح دهید.

سنت های الهی با انسان های شاکر و ناسپاس و جوامع عادل و ظالم یکسان عمل نمی کند و درهای آسمان را بر عدالت پیشگان  می گشاید و ستم پیشگان را در قهر و انتقام فرو می گذارد.

درس دوم

       1-       منظور از "ساختار" در یک ساختمان چیست؟

از نوع ارتباط و پیوندی که بین اجزاء یک ساختمان وجود دارد، با نام ساختار ساختمان یاد می شود.

       2-       منظور از مفهوم "ساختار اجتماعی" چیست؟

به نوع ارتباط و پیوندی که بین پدیده های اجتماعی وجود دارد، ساختار اجتماعی گفته می شود.

  3-  آیا جهان اجتماعی بدون ساختار پدیده های اجتماعی می تواند وجود داشته باشد؟

خیر

       4-       تفاوت "اجزاء و عناصر"، "ساختمان" در یک ورزشگاه چیست؟

اجزاء و عناصر شامل دخیل در ساختمان از قبیل سنگ، آهن، چوب و... می باشد.

ساختار ورزشگاه، از نظم و ارتباط بین اجزا و عناصر حکایت می کند.

ساختمان، مفهومی است که از اجزا و عناصر با نظر به ساختار و ارتباطی که با هم دارند، حکایت می کند.

       5-       مفاهیم زیر را تعریف کنید:

جهان  اجتماعی : مجموعه پدیده هایی است که در گسترده زندگی اجتماعی انسان قرار می گیرند.

ساختار اجتماعی : نوع ارتباط، نظم و چینش پیده هایی است که در جهان اجتماعی واقع می شوند.

نظام اجتماعی : مجموعه پدیده های جهان اجتماعی از نظر ساختار و ارتباط آنها بایکدیگر می باشد.

       6-       تفاوت نظام اجتماعی و جهان اجتماعی در چیست؟

جهان اجتماعی از مجموعه پدیده هایی حکایت می کند که مربوط به اجتماعی هستند و نظام اجتماعی همان مجموعه پدیده ها را از جهت ساختار و ارتباطی که با هم دارند، مورد توجه قرار می دهد.

       7-       مفاهیم "خرده نظام" و "نظام اجتماعی کل" را  تعریف کنید.

هر نظام اجتماعی به بخش ها و اجزایی تقسیم می شود که از آن ها با نام خرده نظام یاد می شود.

به نظام اجتماعی هنگامی که با خرده نظام های درونی آن در نظر گرفته شود، نظام اجتماعی کل می گویند.

       8-       "نهاد اجتماعی" به چه معناست؟

در نظام اجتماعی کل، خرده نظام هایی وجود دارد. هر یک از این خرده نظام ها در صورتی که نقش مهم و تعیین کننده در نظام اجتماعی کل داشته باشد و کی از نیازهای اساسی آن را  برطرف کند، نهاد اجتماعی می گویند.

       9-       نمونه هایی از مهم ترین نهاده های اجتماعی را  ذکر کنید.

خانواده، آموزش و پرورش ، سیاست، اقتصاد.

     10-    آیا نهاده های اجتماعی هم دارای ساختار هستند؟

بله، هر یک از نهاده های اجتماعی دارای یک ساختار درونی هستند و البته همه آنها در ساختار بزرگ تری هم قرار دارند که مربوط به جامعه  است.

 

درس سوم

       1-       تفاوت دو واژه ی "جامعه" و "فرهنگ" را بنویسید.

جامعه، به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که طی سال های متمادی با یکدیگر زندگی می کنند.

فرهنگ، مربوط به شیوه ی زندگی گروهی از انسان هاست که با یکدیگر زندگی می کنند.

  2-  وقتی به یک شهر مسافرت  می کنید، آن چه در نخستین برخورد مشاهده می کنید، جامعه است یا فرهنگ؟

جامعه

       3-       نمونه هایی از مصادیق "فرهنگ" را ذکر کنید.

نوع پوشش افراد، گویش ها، آداب و رسوم عروسی و عزاداری، آداب معاشرت، باورها و ارزش های اخلاقی شیوه گذران اوقات فراغت، نگرش به عالم و آدم...

       4-       آیا جامعه بدون فرهنگ می تواند وجود داشته باشد؟ چرا؟

خیر؛ فرهنگ و جامعه جدای از یکدیگر نمی توانند باشند. جامعه بدون فرهنگ وجود ندارد و فرهنگ نیز بدون جامعه پدید نمی آید. جامعه و فرهنگ را به جسم و جان یک جامعه می توان تشبیه کرد. جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است.

       5-         دلیل تفاوت جوامع و شیوه های زندگی آنها چیست؟

دلیل تفاوت آنها در این است که فرهنگ غریزی نیست بلکه پدیده ای اکتسابی و آموختنی است و از راه آموزش و تربیت از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

       6-       مفاهیم "فرهنگ عمومی" و "خرده فرهنگ" را تعریف کنید.

آن بخش از فرهنگ که مردم یک جامعه در آن اشتراک دارند، فرهنگ عمومی آن جامعه را تشکیل     می دهد. بخش هایی از فرهنگ که مربوط به گروه، قشر، قوم، صنف و گروه های خاص است، خرده فرهنگ نامیده می شود.

       7-       منظور از "خرده فرهنگ موافق" چیست؟ یک مثال ذکر کنید.

خرده فرهنگ های سازگار با فرهنگ عمومی را خرده فرهنگ موافق می گویند.مانند خرده فرهنگ های مربوط به اصناف مختلف درون یک جامعه.

       8-       خرده فرهنگ "ضد فرهنگ" به چه معناست؟ یک مثال بیاورید.

در مواردی که عقاید، ارزش ها، هنجارها و قواعد یک خرده فرهنگ، مخالف و مغایر با ارزش ها، عقاید و هنجارهای فرهنگ عمومی باشد، در این صورت این خرده فرهنگ را ضد فرهنگ می نامند. مانند خرده فرهنگ بزهکاران، سارقان و...

       9-       منظور از نهاد فرهنگی چیست؟

نهاد فرهنگی، نهادی است که از طریق آموزش و تربیت، به فعالیت های فرهنگی می پردازد، فرهنگ را تولید می کند و استمرار می دهد به آن عمق و غنا می بخشد.

     10-    نمونه هایی از نهاده های فرهنگی را نام ببرید.

خانواده، رسانه های گروهی، آموزش و پرورش، آموزش عالی.

     11-    چرا "خانواده" یک نهاد فرهنگی محسوب می شود؟

از آن جا که بخش قابل توجهی از فرهنگ عمومی در خانواده به فرزندان منتقل می شود، خانواده را می توان یک نهاد فرهنگی دانست.

 12- آیا نهاده های اجتماعی از فرهنگ عمومی جامعه استفاده می کنند یا خرده فرهنگ خاص خود را دارند؟ مثال بیاورید.

هر نهاده اجتماعی، علاوه بر آن که از فرهنگ عمومی جامعه استفاده می کند، خرده فرهنگ مربوط به خود را  نیز دارد.مثلاً نهاد اقتصاد با عقاید ارزش ها، هنجارها و مهارت های مربوط به خود شکل می گیرد. جمع آوری و انباشت ثروت، خدمت به خانواده و جامعه، انفاق و کسب رضای الهی، ارزش های مختلفی هستند که می توانند انگیزه فعالیت های اقتصادی انسان ها باشند.

 13- ارزش اصلی نهاده های اقتصادی در نظام سرمایه داری چست؟قواعد و هنجارهای پذیرفته شده آن کدام است؟

در نظام سرمایه داری، افزایش ثروت از ارزش های اصلی نهاده های اقتصادی است  و "ربا" از قواعد         و هنجارهای پذیرفته شده آن است.

 14- ارزش های اقتصادی مهم در نهاد اقتصادی اسلامی کدامند؟ آیا اسلام قاعده "ربا" را می پذیرد؟

در نهاد اقتصادی اسلامی، عدالت و قسط از ارزش های اصلی اقتصادی است. نهادهای اقتصادی اسلامی "ربا" را منع کرده اند و فقط روش ها و فناوری های گوناگون را در چارچوب هنجارها و ارزش های اسلامی می پذیرند.

 

درس چهارم

       1-       منظور از آرمان اجتماعی چیست؟ مثال بیاورید.

بخشی از فرهنگ هر جامعه که مردم جامعه آن را نیکو می شمارند. مانند خدمت به همنوعان.

       2-       مفاهیم زیر را تعریف کنید.

فرهنگ آرمانی: بخشی از فرهنگ را که مردم جامعه آن را نیکو می شمارند. مانند  خدمت به همنوعان.

فرهنگ واقعی : بخشی از فرهنگ که مردم به آن عمل می کنند.

  3- 

فرهنگ واقعی

فرهنگ آرمانی

با توجه به نمودار زیر،  رابطه فرهنگ آؤمانی را با فرهنگ واقعی توضیح دهید.

 

 

 

 

با توجه به نمودار، بخشی از فرهنگ واقعی می توانددر حوزه ی فرهنگ آرمانی باشد.یعنی مردم مطابق با ارزش ها و هنجارهایی عمل می کنند که رعایت آنها را لازم و مهم می دانند.

بخشی دیگر، می تواند از مواردی باشد که سطح آرمان  ها رعایت آن را لازم نمی دانند. بنابراین بخشی از فرهنگ واقعی خارج از فرهنگ آرمانی واقع می شود و بخشی از فرهنگ آرمانی نیز بیرون از فرهنگ واقعی قرار می گیرد.

  4-  وظیفه برنامه ریزان فرهنگی جامعه در خصوص فرهنگ آرمانی و فرهنگ واقعی چیست؟

مدیران و برنامه ریزان فرهنگی جامعه می بایستی از طریق نهادهای فرهنگی، تعلیم و تربیت لازم را برای ورود فرهنگ آرمانی به عرصه فرهنگ فراهم سازند.همچنین تلاش نمایند بخش هایی از فرهنگ آرمانی را که خارج از فرهنگ واقعی است به قلمرو واقعی وارد نمایند.

       5-       انواع فرهنگ های بشری را براساس دو ارزش حق و باطل نام ببرید.

فرهنگ حق – فرهنگ باطل

       6-       " فرهنگ حق" و "فرهنگ باطل" را با هم مقایسه کنید.

بخش هایی از فرهنگ از نظر علمی صحیح و مطابق با فطرت انسان باشد، حق است و بخش هایی که از نظر عملی قابل دفاع نباشد و بر اساس خرافات شکل گرفته باشد، باطل است.

       7-       نمونه هایی از ارزش های حق (فرهنگ حق) را بیان کنید.

عقیده به توحید، وفای به عهد، حمایت از مستضعفان، دفاع از عدالت.

       8-       نمونه هایی از عقاید و ارزش های باطل را نام ببرید.

ظلم و بی عدالتی، شرک، دنیا پرستی، تجاوز به حقوق دیگران.

  9-  حق و باطل بودن هر یک از بخش های فرهنگ چگونه شناسایی می شود؟ با مثال توضیح دهید.

حق و باطل بودن هربخش از فرهنگ با علم متناسب با  همان بخش شناخته می شود. به عنوان مثال، علوم تجربی توان داوری درباره  روش های تجربی را دارند مانند درست  یا غلط بودن شیوه مداوای بیماران با روش های تجربی. اماحق و باطل  بودن ارزش ها و عقاید کلان با روش ها و علوم تجربی امکان پذیر نیست و به عقل و وحی که دو ابزار فهم برای شناخت عقاید و ارزش هاست استفاده می شود.

 10- جوامعی که علم را محدود به دانش تجربیی می دانند و عقل و وحی را معتبر نمی دانند، در مورد جایگاه عقاید و ارزش ها چه استدلالی دارند؟

از نظر ایشان، ارزش ها و عقاید اجتماعی، پدیده های صرفاً تاریخی هستند که در فرهنگ آرمانی یا واقعی جوامع انسانی، پدید می آیند و معتقدند ما فقط می توانیم بودن یا نبودن این ارزش ها و پیامدهای اجتماعی و تاریخی آنها را بشناسیم و برای داوری درباره درست یا غلط بودن و حق یا باطل بودن آنها راهی نداریم.

 11- آیا علوم اجتماعی می تواند درباره حق و باطل بودن فرهنگ های مختلف داوری کند؟

علوم اجتماعی اگر علم را به معنای تجربی آن محدود نکنند می توانند درباره حق و باطل بودن فرهنگ های مختلف داوری کنند.

     12-    چه تفاوتی بین فرهنگ آرمانی و فرهنگ حق وجود دار؟

واقعی یا آرمانی بودن یک عقیده، ارزش، هنجار و کنش اجتماعی، براساس نوع نگاه و رفتار ج.امع مختلف تعیین می شود. به همیندلیل  فرهنگ های آرمانی و واقعی جوامع با یکدیگر متفاوت اند. حتی در یک جامعه واحد در گذر زمان، امکان تغییر فرهنگ و آرمانی آن جامعه وجود دارد.

اما حق یا باطل عقاید، ارزش ها، هنجارها و کنش ها براساس آگاهی یا جهل، علاقه یا بی توجهی مردم جوامع مختلف نسبت به آنها تعیین نمی شوند.

     13-    3 نمونه از ارزش های حق و نمونه 3 از ارزش های باطل را ذکر کنید.

ارزش های حق مانند : توحید، عدالت، آزادی انسان ها از بندها و موانع راه سعادت.

ارزش های باطل مانند: شرک، نزاد پرستی، قدرت طلبی و غلبه بر دیگر جوامع.

 

     14-    منظور فارابی از "مدینه فاضله" چیست؟

فارابی جامعه ای راکه از فرهنگ حق برخوردار باشد، مدینه فاضله می نامد.

 15- فارابی جوامعی را که از فرهنگ حق محروم مانده اند، با چه عناوینی معرفی می نماید؟

او جوامعی را که از فرهنگ حق محروم مانده اند، براساس نوع عقاید باطنی که دارند به مدینه های جاهله، فاسقه و ضالّه تقسیم می کند.

فصل دوم

درس پنجم

       1-       معنای اولیه مفهوم هویت چیست؟

پاسخی است که به پرسش از "کیستی؟" داده می شود.

  2-  افراد در هر یک از شرایط زیر، با چه ویژگی هایی خود را معرفی می کنند؟

الف) هنگام ثبت نام در مدرسه : ویژگی هایی مانند نام، نام خانوادگی، نام پدر، تاریخ و محل تولد.

ب) مسافرت: شغل، تحصیلات، ویژگی های اخلاقی و روحی.

پ) مراسم خواستگاری: شغل، موقعیت خانوادگی، ویژگی های ظاهری خانواده و دختر و پسر.

  3-   نومونه های از ویژگی های مثبت و منفی را که افراد در موقعیت های مختلف در معرفی هویت افراد به کار می برند، ذکر کنید.

ویژگی های مثبت مانند: باهوش، زرنگ، فهمیده، راستگو، امین

ویژگی های منفی مانند : بی نظم، تنبل، بی مبالات.

       4-       الف) آیا ما در شکل هویت خود موثر هستیم؟ بله

ب) آیا هویت ما امری شخصی و فردی است یا دیگران هم در آن نقش دارند؟

برخی ویژگی های هویتی ما، فردی و شخصی است (مانند زن یا مرد بودن) و بعضی اجتماعی و فرهنگی است (مانند ایرانی بودن ما)


 

 

  5-  تفاوت خصوصیات انتسابی و اکتسابی را بنویسید. برای هر کدام مثالی بیان کنید.

ویژگی هایی که انسان ها در پیدایش و تداوم آن تأثیری نداشته باشند، خصوصیات انتسابی هستند مانند مرد یا زن بودن. اما ویژگی هایی که افراد در پدید آمدن آنها اثر گذار هستند، اکتسابی نامیده می شوند مانند خصوصیات اخلاقی و شغلی.

       6-       منظور از ویژگی های ثابت و متغیر هویت چیست؟ یک مثال بیاورید.

ویژگی های هویتی به دو نوع ثابت و متغیر تقسیم می شود.ویژگی هایی که به دلایلی همواره در حال تغییر هستند مانند "موقعیت اجتماعی" متغیر، ولی ویژگی هایی که تغییر نمی کنند و حتی قابل تغییرنیستند ثابت می باشند مانند مکان و زمان تولید.

       7-       در چه صورتی فرد استمرار نخواهد داشت؟

در صورتی که همه ابعاد هویتی انسان تغیر پیدا کند.

  8-  تقسیم بندی ویژگی های هویتی افراد به چند شکل صورت می گیرد؟نام ببرید.

سه شکل ؛ 1- فردی و اجتماعی؛ 2- انتسابی و اکتسابی؛ 3- ثابت و متغیر

       9-       منظور از مفهوم خودآگاهی چیست؟

بخشی از هویت که ما آن را می شناسیم یا دیگران آن را برای ما بازگو می کنند.

     10-    آیا ما نسبت به هویت خود آگاهی داریم یا نسبت به آن ناآگاه هستیم؟

بخشی از هویت، آگاهانه است یعنی ما آن را می شناسیم یا دیگران آن را برای ما بازگو میکنند و بخش دیگر برای ما پنهان است و آن را نمی شناسیم.

 

     11-    راه های شناخت ویژگی های هویتی که نسبت به آن آگاهی نداریم، چیست؟

1)  درباره ی آن ها بیندیشیم.

2)  از دوستان درباره نقاط ضعف و قوت خود سوال کنیم.

3) از مشاوران و روانشناسان توجه به نظرات پیامبران و اولیای الهی درباره هویت انسانی

 

درس ششم

1- هویت فردی انسان به چند بخش جسمانی و غیرجسمانی (نفسانی) تقسیم می شود. هویت جسمانی مانند تاریخ تولد، وزن، قد، گروه خونی که به بدن انسان برمیگرددو مربوط به جهان طبیعت است.

هویت غیرجسمانی شامل صفات اخلاقی و روانی مانند پشتکار، تنبلی، اخلاص که مربوط به جهان نفس یا جان آدم است.

2-  منظور از هویت اجتماعی انسان چیست؟مثال بزنید.

هویت اجتماعی شامل صفاتی است که ریشه در جامعه و فرهنگ دارند و در جهان اجتماعی شکل می گیرند مانند: ایرانی بودن، فرزند بودن، خانواده بودن.

3- آیا بخش های فردی و اجتماعی هویت با یکدیگر ارتباط دارند؟توضیح دهید؟

جهان سه گانه طبیعت (جسمانی)، نفسانی و اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند و بریکدیگر اثر می گذارند.ویژگی های جسمانی افراد برخصوصیات روحی آن ها اثر می گذارند، ابعاد روحی و روانی انسان در وضعیت جسمانی او اثر می گذارند و جهان نیز با طبیعت و بدن آدمیان تعامل و تأثیر متقابل دارند.

4- نمونه ای از تأثیر متقابل ویژگی های جسمانی و نفسانی را با یکدیگر ذکر کنید.

تأثیر ویژگی های جسمانی بر نفسانی: برخی از اضطراب ها ریشه در عوامل جسمانی دارد، ترشحات زیاد غده تیروئید موجب عصبانی شدن انسان می گردد.

تأثیر ویژگی های نفسانی بر جسمانی : برخی از امراض جسمانی از طریق روحی درمان می شود.

5- کدام اندیشمندان به تأثیر جغرافیا و طبیعت اجتماعی انسان پرداخته اند؟

اخوان الصفا (دانشمندان قرن 4)، ابن خلدون (قرن 8)، منتسکیو (اندیشمندان فرانسوی)

6-  نمودار زیر را تقسیم کنید.

نمودار بیانگر آن است همان گونه که جهان طبیعت و خصوصیات بدنی انسان ها در فرهنگ و جهان اجتماعی آنها اثر می گذارد، جهان اجتماعی نیز در جهان طبیعت و خصوصیات جسمانی افراد جامعه اثرگذار است.

 

7-  نمودار زیر را تفسیر کنید:

جامعه وفرهنگ

طبیعت و بدن

جامعه و فرهنگ

 

نفس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نمودار بیانگر تأثیر متقابل جهان اجتماعی و ویژگی های نفسانی (روانی) افراد جامعه است. همان گونه که خصوصیات روانی و اخلاقی انسان ها در جهان اجتماعی تأثرگذار است.جهان اجتماعی هم در خصوصیات روحی افراد اثر می گذارد.

8- رابطه شکلی گیری جهان اجتماعی را با هویت اجتماعی افراد توضیح دهید.

هر جهان اجتماعی براساس عقاید، آرمان ها و ارزش های کلان خود شکل می گیرد و براساس آن، نهادها و... سازمان می یابند و همچنین هویت اجتماعی هر فرد نیز جهان اجتماعی براساس همان عقاید و ارزش ها رقم می خورد.

 

9- در هر یک از جوامع زیر، هویت اجتماعی افراد برچه اساسی مشخص می شود؟

الف) جامعه قبیله ای: براساس جایگاه افراد در قبیله

ب) جامعه سرمایه داری: ثروت و توان اقتصادی افراد

پ) جامعه اسلامی : علم ، تقوی، عدالت

10-                     نوع نگاه و نگرش جهان متجدد نسبت به طبیعت چگونه است؟

در جهان متجدد، به طبیعت به عنوان یک ماده  بی جان برای تصرف و به خدمت گرفتن آن نگاه می شود و انسان تصرفی را برای بهره وری بیشتر از طبیعت انجام می دهد.

11-                     نگرش جهان اسلام نسبت به طبیعت چگونه است؟

در این جهان، طبیعت به عنوان موجودی زنده آیت و نشانه خداوند است. انسان خلیفه خداست که براساس اراده و مشیت الهی وظیفه عمران و آبادانی آن را دارد و حق ندارد تصرفاتی را که مخالف اراده الهی است در جهان طبیعت (و در جسم و بدن خود) انجام دهد.

12-    رابطه جهان اجتماعی را با هویت اخلاقی و روانی افراد توضیح دهید: مثال بیاورید.

هر جهان اجتماعی با نوعی خاص از هویت اخلاقی و روانی سازگاری دارد. به عنوان مثال، جهان غرب به تناسب رویکرد این جهان خود، با آن دسته از اوصاف روانی و اخلاقی افراد سازگاری دارد. به عنوان مثال، جهان غرب به تناسب رویکرد این جهان خود، با آن دسته از اوصاف روانی و اخلاقی سازگار است که در ارتباط با آرمان ها و ارزش های دنیوی آن شکل گرفته است و با ویژگی های اخلاقی که براساس ارزش های معنوی شکل گرفته، سازگار نیست.


 

درس هفتم

1-  هویت اجتماعی انسان ها چگونه شکل می گیرد؟

هر فرد در یک جهان اجتماعی متولد می شود که به وسیله نسل های قبل از او ایجاد شده است. جهان اجتماعی به هنگام تولد، بخشی از هویت اجتماعی او را تعیین می کند، فرد را به رسمیت می شناسد، برای او شناسنامه ای متناسب با موقعیت خود درنظر می گیرد و فرد به تدریج با هویتی که جامعه برای او در نظر گرفته است آشنا می شود.

2- جهان اجتماعی به چه منظور از طریق ارزش ها و هنجارهای خود را به افراد آموزش می دهد؟

جهان اجتماعی برای تداوم حیات خود، ارزش ها و هنجارهای خود را از طریق نمادهای فرهنگی به فرد آموزش می دهد. خانواده، مدرسه، گروه های همبازی و رسانه های جمعی در این زمینه نقش دارند.

3-  منظور از مفهوم جامعه پذیری چیست؟

به فرآیندی که هر فرد برای مشارکت در زندگی اجتماعی دنبال می کند و مسیری که برای تکوین و شکل گیری هویت اجتماعی افراد طی می شود، جامعه پذیری می گویند.

4-  کجروی به چه معناست؟

به رفتارهایی که برخلاف عقاید، ارزش ها و قواعد و هنجارهای جامعه هستند، کجروی می گویند.

5- روش هایی را که یک جامعه به منظور پیشگیری از کجروی های اجتماعی دنبال می کند، نام ببرید.

1.  تبلیغ و امتناع

2.  تشویق و پاداش

3.  تنبیه و مجازات

6-  هر یک از موارد زیر را توضیح دهید.

الف) تبلیغ و امتناع : یکی از راه های پیشگیری از کجروی اجتماعی که در آن جامعه از طریق نهادهای فرهنگی می کوشد تا عقاید و ارزش های خود را به گونه ای تبلیغ کند که افراد قانع شوند.

ب) تشویق و پاداش : از راه های پیشگیری از کجروی اجتماعی که در آن جامعه افرادی را که مطابق ارزش ها و هنجارها عمل می کنند تشویق کرده و به آنها پاداش می دهد.

پ) تنبیه و مجازات: از راه های پیشگیری از کجروی های اجتماعی که جامعه افرادی را که به انحراف اجتماعی دچار شده باشد، تنبیه و مجازات می کند.

7-  مفهوم کنترل اجتماعی را تعریف کنید.

به مجموعه فعالیت هایی که برای پذیرش فرهنگ و انطباق دادن افراد با انتظارات جامعه انجام می شود، کنترل اجتماعی می گویند.

8-  رابطه "امتناع" را بارفتارهای افراد یک جامعه توضیح دهید.

امتناع روشی است که به واسطه آن فرهنگ در افراد درونی می شود. هر چه قدرت امتناع یک فرهنگ بیشتر باشد، افراد رفتارهای متناسب با آن فرهنگ را بهتر انجام می دهند. فرهنگ هایی که زمینه منطقی و عقلانی بیشتری دارند و با فطرت انسان ها سازگارترند، از قدرت امتناعی بیشتری برخوردارند.

9-  تشویق و تنبیه در مورد چه کسانی به کار برده می شود؟

در مورد کسانی که ارزش های فرهنگی را به میزان کمتری درونی کرده اند.

10-                     تشویق و تنبیه  به چند صورت انجام می شود؟

به دو صورت رسمی و غیر رسمی

11-                     الف) شکل غیر رسمی پاداش و تنبیه توسط چه مراجعی صورت می گیرد؟

بیشتر در خانواده، همسالان و عموم افراد جامعه

ب) شکل رسمی آن چطور؟

شکل رسمی توسط سازمان ها و تأسیسات اجتماعی (ادارات، دادگاه و زندان)

پ)کدام آثار عمیق تری دارد؟

شکل غیر رسمی آثار عمیق تری دارد.

12-    کدام عناصر فرهنگ اسلامی در فرآیند جامعه پذیری و کنترل اجتماعی نقش دارند؟

امر به معروف – نهی از منکر

درس هشتم

1-  مفهوم تحرک اجتماعی به چه معناست؟

جابجایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت اجتماعی دیگر را تحرک اجتماعی می گویند.

2-  انواع تحرک اجتماعی را نام ببرید.

تحرک صعودی، تحرک نزولی، تحرک افقی

3-  برای هر یک از انواع تحرک اجتماعی مثالی بنویسید.

الف) تحرک صعودی : کارمند یک اداره که مدیر اداره می شود.

ب)تحرک نزولی : مدیر یک اداره از مدیریت عزل و به صورت یکک کارمند عادی به کار ادامه می دهد.

پ) تحرک افقی : کارمندی که از  یک بخش اداره به بخش دیگر انتقال پیدا می کند.

4- آیا افراد در جهانی که زندگی می کنند، می توانند هر نوع هویت اجتماعی را به دست بیاورند؟

فرصت هایی که افراد در جهان های مختلف برای تحرکات اجتماعی دارند، یکسان نیست و هر جامعه به تناسب عقاید و ارزش هایی که دارد برخی تغییرات هویتی و تحرکات اجتماعی را تشویق و برخی را منع می کند.

5-  در هر یک از جوامع زیر، تحرک صعودی برای چه کسانی فراهم می باشد:

الف)جامعه ای که براساس ارزش های نژادی شکل میگیرد: تحرک صعودی برای یک نژاد خاص فراهم می باشد.

ب) جامعه ای که براساس ارزش های اقتصادی شکل می گیرد: تحرک صعودی برای دارندگان منابع ثروت فراهم است.

6- آیا در جهان سکولار (دنیوی) بروز هویت دینی افراد امکان پذیر می باشد؟ در جهان دینی و معنوی چطور؟

در جهان سکولار هویت دینی افراد نیم تواند بروز کند و در آن فعالیت هایی که هویت دینی افراد را آشکار کند می شود. در جهان دینی نیز هویت هایی که ابعاد متعالی و الهی انسان را نفی کنند به رسمیت شناخته نمی شود.

7-  تعارض فرهنگی چگونه به وجود می آید و چه نتایجی را به دنبال دارد؟

اگر تغییرات هویتی افراد در خارج از مرزهای مقبول جامعه واقع شود و شیوه هایی از زندگی را که با عقاید و ارزش های اجتماعی در تقابل هستند به دنبال بیاورید به تعارض فرهنگی منجر می شود که اضطراب و نگرانی های اجتماعی و فراوانی را به همراه دارد.

8-  علل تعارضات فرهنگی را ذکر کنید.

1.  علل درونی (نتیجه فعالیت های افراد درون یک فرهنگ)

2.  علل بیرونی (تأثیر پذیری از فرهنگ های دیگر)

درس نهم

1- هویت فرهنگی جامعه چگونه شکل می گیرد و چه تفاوتی با هویت اجتماعی افراد دارد؟

هویت فرهنگی جامعه بر مدار عقاید و ارزش های اجتماعی شکل می گیرد. یعنی هر گاه نوعی از عقاید    و ارزش ها از سوی افراد جامعه پذیرفته و به رسمیت شناخته شود، هویت فرهنگی بر مدار آن پدید           می آید.

هویت فرهنگی جامعه گسترده تر از هویت اجتماعی افراد است. هویت اجتماعی افراد همواره در پرتو هویت فرهنگی جامعه شکل می گیرد.

2-  هویت فرهنگی جامعه چگونه دوام یا زوال می یابد؟

هویت فرهنگی تا زمانی که عقاید و ارزش های مربوط به آن مورد پذیرش افراد جامعه و برای آنها مهم باشند دوام می آورد و هر گاه عقاید و ارزش ها اعتبار خود را از دست بدهند نابود می شود.

3-  تزلزل فرهنگی در چه زمانی رخ می دهد؟

هنگامی که مبادی هویت ساز فرهنگی یعنی عقاید، ارزش ها و آرمان ها، ثبات و استقرار خود را در متن فرهنگ از دست بدهد.

4-  رابطه تزلزل فرهنگی، بحران هویت و تحول فرهنگی را توضیح دهید.

تزلزل فرهنگی با بحران هویت همراه است. زیرا بحران هویت زمانی به وجود می آید که جامعه توان حفظ و دفاع از عقاید و ارزش های خود را نداشته باشد. بحران هویت هم می تواند به دگرگونی و تحول هویت فرهنگی منجر شود.

5-  تغییرات و تحولات فرهنگی مثبت است یا منفی؟

این تغییرات می تواند مثبت یا منفی باشد. اگر فرهنگی که گرفتار تزلزل، بحران و تحول می شود، فرهنگی باطل باشد و جهت تغییرات به سوی فرهنگ حق باشد، این تحول مثبت است اما اگر فرهنگی که رسمیت خود را از دست می دهد فرهنگ حق باشد و جهت به سوی حق نباشد تحول منفی است.

6-  علل و عوامل تحولات فرهنگی را نام ببرید. آنها را توضیح دهید.

علل درونی، علل بیرونی – علل درونی یا به کاستی هایی که در هویت خود فرهنگ وجود دارد باز         می گردد یا به نوآوری مثبت و منفی افراد آن فرهنگ. علل بیرونی به مواجهات و ارتباطات بین فرهنگی باز می گردد.

7- در چه شرایطی یک فرهنگ دچار مرگ طبیعی می شود وو به بن بست می رسد؟

یک فرهنگ اگر پس از شکل گیری، با کاستی ها و بن بست های درونی مواجه شود، مرگ طبیعی        می شود. یعنی شرایطی که در آن فرهنگ نتواند نیازهای طبیعی و جسمانی، فطری و معنوی افراد را سازمان دهد و در نتیجه با بحران های زیست محیطی و اقتصادی به بن بست می رسد.

 

درس دهم

1- کدام نوع از ارتباطات فرهنگی به توسعه و بسط یک فرهنگ منجر می شود؟

آ« نوع از ارتباطات فرهنگی که با حفظ عقاید و ارزش های خود با فرهنگ های دیگر تعادل داشته باشد، زمینه گسترش خود را فراهم می سازد.

2-  کدام نوع از ارتباطات، تحولات فرهنگی را به دنبال می آورد؟

ارتباطاتی که در سطح عقاید، ارزش ها و آرمان های یک فرهنگ باشد.

3-  برخورد فرهنگ اسلام در مواجهه با عناصر یونان و روم چگونه بود؟

به دلیل اهمیت اسلام به عقل و عقلانیت، جهان اسلام عناصر عقلی این دو فرهنگ را اخذ کرد وو به تناسب دیدگاه توحیدی خود در علوم مختلف آنها نیز تصرف کرد اما عناصر اساطیری و مشرکانه این دو فرهنگ را نپذیرفت.

4-  تأثیرات فرهنگ اسلامی را در ایجاد هویتی سایر فرهنگ ها توضیح دهید.

فرهنگ اسلامی در رویارویی با سایر فرهنگ ها، زمینه تحولات هویتی آنها را پدید آورد. بسیاری از آنها عقاید و ارزش های توحیدی را پذیرفتند و به دنیای اسلام ملحق شدند.

جهان غرب هم طی جنگ های صلیبی تحولات هویتی پیدا کرد و با عبور از عقاید مسیحیت قرون وسطی به عقاید و ارزش های دنیوی و سکولار روی آورد و هویت جدیدی پیدا کرد.

5-  منظور از خودباختگی فرهنگی چیست و چگونه رخ می دهد؟

خودباختگی فرهنگی یا آسیب عمیق است که مانع تعادل فرهنگی می شود. در تعادل فرهنگی افراد باید به گونه ای فعال براساس نیازهای درون فرهنگی با فرهنگ دیگر روبرو شوند اما اگر حالت فعال و خلاق خود را در گزینش عناصر فرهنگی دیگر از دست بدهند، جامعه خودباختگی فرهنگی می شود.

6-  ویژگی های یک عناصر که به خودباختگی فرهنگی گرفتار شده است، چیست؟

این جامعه عناصر فرهنگ دیگر را بدون تحقیق و گزینش و به صورت تقلیدی فرا می گیرد. به دلیل تقلیدی بودن نه امکان تداوم فرهنگ گذشته خود را دارد نه توان گذر از آن را و نه می تواند به فرهنگ دیگر ملحق شود.

7-  غرب زدگی به چه معناست؟

خودباختگی (غیر غربی) را در برابر فرهنگ غرب، غرب زدگی می نامند.

8-  دو نوع متفاوت از خود بیگانگی کدامند:

1.  از خود بیگانگی تاریخی

2.  از خود بیگانگی فطری

9-  معانی مختلف از خود بیگانگی فرهنگی را بیان کنید

معنای اول : یک جامعه فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند.

معنای دوم : عقاید و ارزش های یک جامعه مانع آشنایی درست افراد جامعه با انسان و جهان می گردد.(فطری)

10-                     معمولاً در چه فرهنگ هایی انسان از حقیقت خود دور می ماند؟

در فرهنگ هایی که براساس فطرت انسانی شکل نگرفته اند و از عقاید و ارزش های درستی برخوردار نیستند که در این صورت انسان ها نمی توانند به تفسیر و شناخت صمیمی از عالم و آدم برسند.

11-    براساس قرآن کریم، انسان در چه زمانی به شناخت حقیقت (خود و جهان) می رسد؟

زمانی که با نگاهی توحیدی به انسان و جهان بنگرد. براساس این نگاه تنها فرهنگ توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به روی انسان می گشاید و او را با خود و جهان هستی آشنا می کند.


 

 

درس یازدهم

1-  هویت ایرانی قبل از ظهور اسلام چگونه بوده است؟

هویتی دینی و آمیخته با اساطیر. اقوام ایرانی با آن هویت های اجتماعی متفاوتی داشته اند در عقاید و ارزش های آیین زرتشت که با آموزه های اساطیری در آمیخته بود، هویت واحدی پیدا کردند.

2-  اسلام چه تأثیری در هویت ایرانی گذاشت؟

ایرانیان با پذیرش اسلام به تفسیری توحیدی از هویت خود دست یافتند. ارزش های توحیدی اسلام، ایران را به جهان اسلام ملحق ساخت و هویت ایرانی به صورت هویت اجتماعی بخشی از جهان اسلام درآمد. زبان فارسی به عنوان زبان فرهنگی دوم جهان اسلام در مناطق مختلف گسترش یافت.

3-  واکنش فرهنگ اسلامی در مقابل جنگ های صلیبی و حمله مغول چگونه بود؟

فرهنگ اسلامی در جنگ های صلیبی به دفع مهاجمان پرداخت و در حمله مغول، مهاجمان را درون خود جذب و هضم کرد.

4-  جهان غرب چه تأثیری در هویت فرهنگ ایرانی داشته است؟

جهان غرب در نخستین رویارویی، ذهنیت مسلمانان را به خودباختگی فرهنگی دچار ساخت که باعث شد تصویری که تاریخ نگاران غربی از هویت اسلامی القا می کردند، در بین جوامع اسلامی و ایرانی رواج پیدا کند که این هویت توحیدی و حتی اساطیری نبود. بلکه هویتی بود سکولار و دنیوی. این هویت در قالب عناوین قوم گرایانه و ناسیونالیستی امت اسلامی را به اقوام فارس، ترک و عرب تقسیم می کرد.

5- واکنش متفکران ایرانی در مقابل رویکرد تقلیدی به فرهنگ غرب چه بود؟

متفکران ایرانی از دهه 30 به بعد آثاری در نقد رویکرد و هویت های کاذبی که از این طریق ساخته می شد، پدید آوردند مانند غرب زدگی، بازگشت به خویشتن و...

6-  انقلاب اسلامی چه تأثیراتی را در هویت ایرانی پدید آورد؟

انقلاب اسلامی موجب بازگشت فرهنگ ایرانی به خویشتن الهی و توحیدی خود گردید و بازگشت به هویت اسلامی به رهبری امام خمینی با استفاده از آموزه های قرآن و اهل بیت، مطرح شدن به عنوان قلب تپنده بیداری اسلامی از دیگر تأثیرات انقلاب اسلامی بود.

درس دوازدهم

1-  در چه صورتی می گوییم یک موجود دارای قدرت است؟

در صورتی که موجودی بتواند کاری را با آگاهی و اراده خود انجام دهد.

2-  الف) چرا انسان کنشگری قدرتمند محسوب می شود؟

به دلیل اینکه کارهای خود را با علم و اراده انجام می دهد.

ب) انواع قدرت فردی در انسان را نام ببرید؟

قدرت فردی – قدرت اجتماعی

3-  قدرت اجتماعی چگونه پدید می آید؟

هنگامی که انسان برای رسیدن به اهداف خود بتواند بر اراده دیگران تأثیر بگذارد و اراده و کار ارادی آنان را به خدمت بگیرد.

4- تنها راهی که باعث می شود افراد فعالیت ارادی خود را مطابق اراده و میل ما انجام دهند و قدرت اجتماعی به وجود آید چیست؟

جلب تبعیت افراد

5-  تبعیت اراده یک انسان از انسان دیگر به چند صورت است؟

1.  تبعیت با کراهت

2.  تبعیت با رضایت

6-  منظور از تبعیت با کراهت چیست؟

کراهت زمانی است که تبعیت ناشی از تهدید و ترس باشد یعنی کسی که با کراهت از دیگری دیگری تبعیت می کند اگر چه کار خواسته شده را با اراده ی خود انجام می دهد ولی در واقع این کار را به دلیل قدرتی که طرف مقابل برای تنبیه او دارد انجام می دهد و انجام کارش فقط برای فرار از تنبیه است.

7-  منظور از تبعیت با رضایت چیست؟

رضایت وقتی به وجود می آید که فرد مطابق میل درونی خود اراده ای دیگری را انجام دهد. در مواقع قدرتی که بدون استفاده از زور با رضایت طرف مقابل ایجاد می شود دارای مقبولیت است.

8-  اقتدار چیست؟

قدرتی که با مقبولیت همراه باشد و به صورت رسمی پذیرفته شده باشد.

9-  مقبولیت و مشروعیت را مقایسه کنید.

مقبولیت

مشروعیت

1.مقبولیت در جایی است که قدرت بدون اکراه و با رضایت فردی باشد که قدرت را می پذیرد.

1.قدرت براساس شریعت و موافق با حکم خداوند اعمال می شود.

2.مدار مقبولیت، خواست و اراده کسانی است که قدرت بر آنها اعمال می شود.

2. مدار مشروعیت حق و باطل بودن است.

 

10-                     در چه صورتی مشروع و در چه صورتی غیرمشروع است؟

اگر قدرت موافق حکم و قانون اعمال شود مشروع و ارگ قدرت موافق قانون خدا نباشد غیرمشروع است.

11-                     در چه حالتی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر جمع می شوند؟

جایی که قدرت مطابق قانون و حکم الهی باشد و تبعیت از قانون با رضایت و میل همراه باشد.

12-                     اقتدار غیر مشروع چگونه شکل می گیرد؟

در صورتی که قدرت برخلاف حکم خدا باشد و تبعیت از قدرت هم از روی رضایت باشد، اقتدار غیر مشروع صورت می گیرد.

13-    در چه صورتی قدرت مشروع فاقد مثبولیت شکل می گیرد؟با مثال بنویسید.

در صورتی که قدرت براساس حکم الهی بر فرد باعمال می شود و افراد با اکراه می پذیرند. مانند: مجرمی که جنایتی انجام داده و دستگیر شده و حکم بر او اجرا می شود.

درس سیزدهم

       1-       سیاست چه زمانی پدید می آید؟ چرا؟

هر گاه قدرت برای رسیدن به هدفی معین سازمان یابد، زیرا سیست اعمال قدرت سازمان یافته برای هدفی معین است.

       2-       سیاست چیست؟

اعمال قدرت سازمان یافته برای هدفی معین است.

       3-       معنای عام سیاست چیست؟هر نوع تدبیر و سازماندهی قدرت است.

  4-  وقتی می گوییم نهادی مانند آموزش و پرورش دارای سیاسیت است، منظور چیست؟

یعنی کنش هایی که در این نهاد انجام می شود برای رسیدن به اهداف آموزشی خاص سازمان یافته است.

  5-  نظام  سیاسی چیست؟مجموعه ی ساز و کارهایی که در نظام اجتماعی برای اعمال سیاست های آن وجود دارد.

  6-  حکومت چیست؟ مجموعه ی عواملی که سیاست های مربوط به کل را پیش می برد.

       7-       مراحل سه گانه یاعمال سیاست های نظام از طرف حکومت کدامند؟

1) وضع قوانین

2) اجرای قوانین

3) نظارت بر قوانین


 

 

       8-       چه بخش هایی عهده دار وظایف سه گانه ی حکومت هستند؟

1) وضع قوانین 12ظ…ظ‚ظ†ظ†ظ‡â†گ'>

2) نظارت قوانین 12â†گ'>مجریه

3) نظارت بر اجرای قوانین 12â†گ'>قضاییه

  9-  نظام های سیاسی از چه نظام های دیگری اثر و بر چه نظام هایی تأثیر می گذارند؟

سیاسی

فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

اقتصادی

فرهنگی

 

 

 

 

 

 


 

     10-    روابط نظام سیاسی و فرهنگی را توضیح دهید.

1) نظام  فرهنگی برای نظام  سیاسی ارزش ها و اصول حاکم بر نظام سیاسی را تعیین می کند.اگر عملکرد نظام سیاسی مطابق با این ارزش های تعیین شده باشد نظام فرهنگی مقبولیت نظام سیاسی را تأیید می کند. اگر عملکرد نظام سیاسی به دلایل داخلی یا  تحت فشار سیاسی خارجی از اصول فرهنگی خارج شود نظام فرهنگی مقبولیت نظام سیاسی را کاهش می دهد.

2) اگر نظام سیاسی بر ارزش های فرهنگی وفادار بماند، با استفاده از مدیریت سیاسی باعث توسعه فرهنگی می شود.

3) اگر نظام سیاسی از ارزش های فرهنگی دور شود، زمینه تعارضات ، تزلزل و بحران را ایجاد می کند.

 

     11-    رابطه ی متقابل نظام سیاسی و نظام اقتصادی را توضیح دهید.

الف) نظام سیاسی براساس ارزش های پذیرفته شده با وضع قوانین و مدیریت اجرایی بر نظام اقتصادی می گذارد.

ب) اگر رویکرد نظام سیاسی براساس بازار آزاد و حاکمیت باعث شکاف طبقاتی شده و تحرک اجتماعی از قشرهای مختلف را می گرد.

ج) نظام اقتصادی می تواند با حمایت از دولت و حکومت، قدرت را تحکیم کند یا با بحران های واقعی و یا کاذب زمینه فروپاشی نظام سیای را فراهم کند.

     12-    نظام های سیاسی چه اهداف و ارزش هایی را دنبال می کنند.

عدالت – امینت- استقلال – سعادت – فضیلت

 13- اعتقادات کسانی که جهان بینی دنیوی دارند و معرفت علمی را به دانش حسی و تجربی محدود می کنند چه استدلالی در گزینش ارزش های فوق (عدالت، امنیت،استقلال، سعادت...)است.

1)  هر یک از ارش های فوق در چارچوب زندگی دنیوی قابل دسترس است.

2) چون علم تجربی نمی تواند دارای ارزشی دانسته باشد پس علمی برای گزینش و ارزیابی نداریم.

 14- کسانی که جغرافیای هستی را به جهان طبیعت محدود نمی کنند چه استدلالی دارند؟

1) در نظر گرفتن ابعاد متعالی و فوق ارزش ها ضمن توجه به آثار دنیوی آنها.

2) انجام تفسیر علمی هر یک از ارزش ها با استفاده از شناخت عقلانی و حیاتی.

 

درس چهاردهم

       1-       براساس کمیت افراد نظام های سیاسی را نام ببرید؟

الف) براساس کمیت افراد تأثیر گذار و تصمیم گیر.

ب) براساس روش تصمیم گیری و تأثیرگذاری.

پ) براسا دینی یا دنیوی بودن.

  2-  براساس کمیت افراد تأثیرگذار و تصمیم گیر نظام های سیاسی به چند دسته تقسیم می شوند.نام ببرید؟

الف) نظام ها و حکومت  هایی که یک فرد در آنها حاکمیت دارد.

ب) نظام هایی که اقلیتی از مردم در آن تصمیم می گیرند.

پ) حکومت هایی که اکثریت مردم در سرنوشت سیاسی آن دخیل هستند.

       3-       منظور از معیار تصمیم گیری و تأثیرگذاری چیست؟

یعنی کسانی که در تصمیم گیری سیاسی دخیل هستند یا براساس خواسته ها و غراض شخصی خود تصمیم می گیرند و یا برمدار حقیقت و فضیلت و با موازین عقلی، رأی خود را اظهار می نمایند.

       4-       مدار نظام های سیاسی و دنیوی و دینی را بنویسید؟

مدار نظام سیاسی دینی 12â†گ'>احکام و قوانین الهی

مدار نظام سیاسی دنیوی و سکولار   ارزش ها و آرمان های دنیوی و این جهانی

  5-  ارسطو از ارسطو از دو ملاک (براساس فضیلت – براساس خواسته و میل افراد) برای دسته بندی استفاده می کند و از 6 نوع حکومت نام می برد.


 

 

       6-       معیارهای تقسیم حکومت از نظر ارسطو کدامند؟

الف)براساس حاکمیت یک فرد یا یک گروه برمدار خواسته های نفسانی

ب) براساس حاکمیت یک فرد یا یک گروه برمدار حقیقت و عقلانیت

  7-  دموکراسی از نظر ارسطو چیست؟ ارسطو حاکمیت اکثریت را در صورتی که برمدار خواسته های آنها باشد دموکراسی می نامد. زیرا دموکراسی به معنای حاکمیت مردم است و در این نوع حاکمیت مردم براساس آراء خود حکومت می کنند.

  8-  جمهوری از نظر ارسطو چیست؟حکومتی که در آن  اکثریت مردم براساس حقیقت و فضیلت حضور و فعالیت دارند.

  9-  مدینه فاضله از نظر فارابی چیست؟جامعه ای که براساس سنت و قانون الهی شکل می گیرد و از نظر اوحقیقت با اراده الهی تعیین و با کمک عقل و روحی شناخته می شود.

 10- منظور از جوامع جاهلی در دیدگاه فارابی چیست؟جوامعی که ارزش ها و آرمان های آنها عقلانی نباشد.

     11-    لیبرالیسم و دموکراسی را مقایسه کنید.

لیبرالیسم :

1-  همه ی امور را برای انسان مباح می داند.

2- آزادی و خواست انسان ها را  به عنوان مرجع و ملاک نهایی برای ارزش ها و آرمان های اجتماعی می داند.

دموکراسی : حاکمیت مردم است.


 

 

     12-    منظور از لیبرال دموکراسی چیست؟

نوعی نظام سیاسی است که ادعا می کند باخواست و اراده اکثریت مردم سازمان می یابد و حقیقت و فضیلتی را که مستقل از خواست مردم باشد به رسمیت نمی شناسد.

     13-    لیبرال دموکراسی با چه نظامی سازگار است؟ چرا؟

با نظام فرهنگ غرب زیرا رویکردی دنیوی به عالم هستی دارد و شناخت علمی ارزش های اجتماعی را انکار می کند.

     14-    منظور از پارادوکس دموکراسی چیست؟

دانشمندان علوم سیاسی از تناقضی که مردم نسبت به نظام سیاسی لیبرال دوکراسی به وجود می آید با عنوان پارادوکی دموکراسی یاد می کنند.

 15- برخی از نظریه پردازان لیبرال چه نوع فردی را شایسته ی رأی دادن نمی دانند؟

فردی را که حدود این نظام سیاسی خارج شود.

     16-    جمهوری اسلامی چه نوع نظامی است؟

نوعی نظام سیاسی است که در جهان اسلام مورد توجه است امت اسلامی قرار گرفته است. عنوان جمهوری به معنای به رسمیت شناختن حضور موثر مردم سیاسی است و کلمه ی اسلامی نشان دهنده این  است که فعالیت مردم بر مبنای عقاید و ارزش های اجتماعی اسلام سازمان پیدا می کند.


 

 

     17-    چند نمونه از عقاید  اسلامی را بنویسید؟

1)  احکام و مقررات با اراده و مشیت خداوند شکل می گیرند.

2) عقل و وحی دو وسیله ی شناخت ارزش  های الهی و احکام اجتماعی هستند و انسان ها مسئولیت شناخت و اجرای آنها را به عهده دارند.

     18-    چند نمونه ا زارزش های اجتماعی اسلامی را بنویسید؟

عدالت، آزادی، استقلال، تلاش برای عمران و آبادانی، نفی وابستگی

 19- ارزش های اجتماعی اسلامی براساس هستی شناسی توحیدی چگونه توجیه و تعریف می شوند؟

آنها معتقدند این ارزش ها (عدالت، آزادی و...) با آن که ناظر مسائل اجتماعی دنیوی هستند ولی تفسیری دنیوی و سکولار ندارند بلکه سیرتی الهی و دینی دارند.بنابرای عمل به آنها یک وظیفه الهی است و مانند عبادات فردی سبب تقرب به خدامی شود.

     20-    درآموزه های اسلامی عبادات در چه صورتی ارزش بیشتری پیدا می کنند؟

درصورتی که عبادات جنبه ی اجتماعی پیدا کند.

     21-    مهم ترین مسئولیت امت اسلامی در برخی روایات چیست؟

مسئولیت امت اسلامی در برابر امات و رهبری امت اسلامی، به این معنا که امت اسلامی باید از پذیرش طاغوت و قدرت های غیرالهی بپرهیزد و در شکل گیری امامتتو ولایت براساس موازین الهی هوشمند       و فعال باشند.

 


 

 


 

 

درس اول:گسترش

1-سه پدیده اشاره کنید که درمحدوده ی زندگی انسان قرار دارد.

2-چگونه عوامل طبیعی درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟بامثال توضیح دهید.

3-چگونه فلزات وستارگان از برخی جهات می توانند باجهان اجتماعی انسانی ارتباط داشته باشند.

4-موجوداتی که بیرون از جهان اجتماعی حضور دارند چگونه در گستره ی جهان اجتماعی قرار می گیرند؟

5-آیا سنت های الهی همواره برای همه ی انسان ها یکسان عمل می کند؟

 

پاسخ

1-خانواده،دولت،احترام به قانون،خویشاوندان

2-ما می دانیم زلزله یاخشکسالی پدیده های طبیعی هستند,و از این جهت درون جهان اجتماعی قرار نمی گیرند,اما این دو پدیده تاثیرات تعیین کننده ای در کنش های اجتماعی انسان ها دارند.انسان ها برای مقابله با زلزله                 و خشکسالی ، قواعد خاصی راوضع می کنند وکنش های مناسبی را انجام می دهند ، آن ها خانه های خود رابه گونه ای می سازند که دربرابر زلزله مقاوم باشند ، انبارها وسیله هایی را بنا می کنند تا با خشکسالی مقابله کنند.آنها در مناطقی که آب و هوای خشک دارد ، راه هایی را برای رسیدن به ذخایرزیر زمینی آب ، ابداع می کنند              و کشاورزی  متناسب با همان آب وهوا را بر می گزینند. بنابراین زلزله ، خشکسالی وآب وهوا پدیده های جهان طبیعی هستند ولی از جهت ارتباطی که با زندگی اجتماعی پیدا می کنند ، درون جهان اجتماعی قرار می گیرند.

3-انسان ها با شناخت فلزات وسایل وابزارهای جدید می سازند و این ابزارها به نوبه خود در نحوه زندگی آنان اثر     می گذارد شناخت ستارگان امکان پیدان کردن راه هادربیابان هاودریاها رافراهم می آورد و این پدیده سفرها          و مهاجرت های انسانی راگسترش می دهد.

4- بنابراین هریک از موجوداتی که بیرون از جهان اجتماعی حضور دارند به واسطه ارتباطی که با زندگی اجتماعی انسان پیدا می کنند ، می توانند در گستره جهان اجتماعی نیز قرار گیرند.

5-خیر ، سنت های الهی با انسان های شاکر وناسپاس وجوامع عادل و ظالم یکسان عمل نمی کند ودرهای آسمان را برعدالت پیشگان می گشاید و ستم پیشگان را در قهر و انتقام الهی فرو می گذارد.

 

مفاهیم کلیدی

گستره ی جهان اجتماعی ، درون جهان اجتماعی ، بیرون جهان اجتماعی

خلاصه کنید

تمامی پدیده ها به واسطه ی ارتباطشان با زندگی اجتماعی انسان ، در گستره ی جهان اجتماعی قرار می گیرند . به عنوان مثال : زلزله ، خشک سالی و آب و هوا پدیده های جهان طبیعی هستند ولی از جهت ارتباطی که با زندگی اجتماعی پیدا می کنند ، درون جهان اجتماعی قرار می گیرند . هر یک از موجوداتی که بیرون از جهان اجتماعی حضور دارند به واسطه ی ارتباطی که با زندگی اجتماعی انسان پیدا میکنند ، می توانند در گستره ی جهان اجتماعی نیز قرار گیرند .

درس دوم:نظام اجتماعی

1-آیا انسانهای نا شناس که به طور اتفاقی باهم برخورد می کنند می توانند یک جهان اجتماعی راتشکیل دهند؟توضیح دهید؟

2-(ساختاراجتماعی)راتعریف کنید.

3-جهان اجتماعی بدون.........نمی تواند وجود داشته باشد.

4-تفاوت نظام اجتماعی وجهان اجتماعی در چیست؟به همراه مثال توضیح دهید.

5-(نهاد اجتماعی)را تعریف کنید.

6-مهمترین نهاد های اجتماعی را نام ببرید.

7-هریک از نهاد های اجتماعی دارای یک............است.

 

پاسخ

1-خیر- این پدیده ها اگر ارتباط و پیوندی با یکدیگر نداشته باشد,درون جهان اجتماعی قرار نمی گیرند. پدیدههای جهان اجتماعی به سبب همین نظم و ارتباطی که با یکدیگر پیدامی کنند ، به جهان اجتماعی وارد         می شوند. به همین دلیل آدم های ناشناسی که به طور اتفاقی باهم بر خورد می کنند یک جهان اجتماعی راتشکیل نمی دهند.

2-ازنوع ارتباط وپیوندی که بین پدیده های اجتماعی وجود دارد بانام ساختار اجتماعی یاد می شود.

3-  ساختار

4-تفاوت جهان اجتماعی و نظام اجتماعی در این است که جهان اجتماعی از مجموعه ی پدیده هایی حکایت       می کند که مربوط به اجتماع هستند و نظام اجتماعی همان مجموعه پدیده ها را از جهت ساختار و ارتباطی که با هم دارندموردتوجه قرارمی دهد. جهان اجتماعی ونظام اجتماعی در واقع جدای از یکدیگرنیستند ، و به همین دلیل شناخت تفاوت های آن ها نیازمند به دقت است.برای شناخت تفاوت این مفهوم مثال مجموعه ی ورزشی رابه یاد بیاورید. هنگامی که درباره یک ساختمان ورزشی گفت وگومی کنیم ازسه امرزیرمی توانیم سخن گوئیم.

1)مجموعه اجزا و عناصر ورزشگاه ، همه اجزا و عناصردخیل درساختمان از قبیل سنگ ، چوب ، آهن و... را در بر           می گیرد.

2)ساختارورزشگاه: از نظم  و ارتباط بین اجزا و عناصر حکایت می کند.

3)ساختمان: مفهومی است که ازاجزاوعناصربانظربه ساختاروارتباطی که باهم دارند حکایت می کند.

جهان اجتماعی ، ساختاراجتماعی و نظام اجتماعی نیز ، نظیرمفاهیم سه گانه بالا هستند.این سه مفهوم رابه صورت زیر می توان تعریف و مقایسه کرد.

1)جهان اجتماعی:مجموعه پدیده هایی است که در گستره زندگی اجتماعی انسان قرار می گیرند.

2)ساختار اجتماعی: نوع ارتباط ، نظم و چینش پدیده هایی است که درجهان اجتماعی واقع می شوند.

3)نظام اجتماعی: مجموعه پدیده های جهان اجتماعی ازنظرساختاروارتباط آن ها بایکدیگر می باشد.

5-در نظام اجتماعی کل نیز، خرده نظامهایی وجود دارد. به هریک ازاین خرده نظام هادرصورتیکه نقش مهم           و تعیین کننده ای در نظام اجتماعی کل داشته باشد ، یعنی یکی از نیازهای اساسی آن را  برطرف کند نهاد اجتماعی     می گویند.

6-سیاست ، اقتصاد ، آموزش و پرورش ، خانواده از مهم ترین نهادهای اجتماعی هستند.

7-ساختاردرونی

 

مفاهیم کلیدی

جهان اجتماعی ، نظام اجتماعی ، ساختار اجتماعی ، نهاد اجتماعی

 

خلاصه کنید

جهان اجتماعی مجموعه پدیده هایی است که در گستره زندگی اجتماعی انسان قرار می گیرند . مجموعه پدیده هایی که در جهان اجتماعی قرار دارند از اجزا و عناصری تشکیل شده است که با یکدیگر در ارتباط اند و اگر ارتباط و پیوندی با یکدیگر نداشته باشد ، درون جهان اجتماعی قرار نمی گیرند . پدیده های جهان اجتماعی به سبب همین نظم و ارتباطی که با یکدیگر پیدا می کنند ، به جهان اجتماعی به سبب همین نظم و ارتباطی که با یکدیگر پیدا می کنند ، به جهان اجتماعی وارد می شوند . نوع ارتباط و پیوندی که بین پدیده های اجتماعی وجود دارد ساختار اجتماعی را تشکیل می دهد .

جهان اجتماعی ، از مجموعه پدیده هایی حکایت می کند که مربوط به اجتماع هستند .

نظام اجتماعی ، مجموعه ی پدیده ها را از جهت ساختار و ارتباطی که با هم دارند مورد توجه قرار می دهد . همان طور که هر یک از بخش های دارای ساختار مناسب با خود است . مجموعه ی بخش ها دارای نظم و ساختار کلانی هستند که مربوط به کل است در نظام اجتماعی کل ، خرده نظام هایی وجود دارد . به هر یک از این خرده نظام ها در صورتی که نقش مهم و تعیین کننده ای در نظام اجتماعی کل داشته باشد و یکی از نیازهای اساسی آن را بر طرف کند نهاد اجتماعی می گویند.


 

 

درس سوم: فرهنگ1

1-(جامعه)و(فرهنگ)راتعریف کنید.

2-رابطه ی بین (جامعه)و(فرهنگ)راتوضیح دهید.

3-جامعه درحکم.......وفرهنگ در حکم........است.

4-چرا فرهنگ راآگاهی وشناخت مشترک می نامند؟

5-خرده فرهنگ چیست؟

6-چگونه خرده فرهنگ تبدیل به (ضد فرهنگ)می شود؟مثال بزنید.

7-دو نمونه ضدفرهنگ وخرده فرهنگ موافق نام ببرید.

8-خرده فرهنگ های سازگاربا فرهنگ عمومی را...........می گویند.

9-(نهاد فرهنگی)چگونه نهادی است؟

10-چرا(خانواده)یک(نهاد فرهنگی) محسوب می شود؟

11-کدام عوامل در انتقال فرهنگ عمومی نقش دارد؟


 

 

پاسخ

1-جامعه به گروهی از انسان هااطلاق می شودکه درطی سالیان متمادی با یکدیگرزندگی می کنند. فرهنگ مربوط به شیوه ی زندگی گروهی از انسانهاست که با یکدیگر زندگی می کنند. برای مثال نوع خوراکی ها ، پوشش ها ،گویش ها، آداب ورسوم عروسی و...

2-فرهنگ وجامعه جدای از یکدیگر نمی توانند باشند.جامعه,بدون فرهنگ وجود ندارد وفرهنگ نیزبدون جامعه پدید نمی آید.جامعه وفرهنگ رابه جسم وجان یک موجود زنده می توان تشبیه کرد.

3-جسم وکالبد، جان و روح

4- جوامع مختلف شیوه های  متفاوتی  برای زندگی دارند ودلیل تفاوت آن ها دراین است که فرهنگ غریزی نیست بلکه پدیده ای اکتسابی وآموختنی است وازراه آموزش وتربیت ازنسلی به نسل دیگرمنتقل می شود به همین دلیل فرهنگ را آگاهی و شناخت مشترک نیز می نامند.

5-آن بخش از فرهنگ که مردم یک جامعه در آن اشتراک دارند ، فرهنگ عمومی آن جامعه راتشکیل               می دهد و بخش هایی که مربوط به گروه  قوم ، قشر ، صنف وگروه های خاص است ، خرده فرهنگ نامیده           می شود.

6- خرده فرهنگ هایی که درون یک فرهنگ عمومی قراردارند اغلب با فرهنگ عمومی سازگارهستند. در مواردی ممکن است عقاید ، ارزش ها، قواعد ، هنجارها و مهارت های درون یک خرده فرهنگ ، مخالف ومغایر با ارزشها، عقاید ، قواعدوهنجارهای فرهنگ عمومی باشد ، دراین صورت این خرده فرهنگ را ضد فرهنگ می نامند.

7- ضدفرهنگ: بزهکاران- سارقان

خرده فرهنگ موافق ، خرده فرهنگ مربوط به اصناف مختلف

8-خرده فرهنگ موافق

9-نهاد فرهنگی نهادی است که ، ازطریق آموزش وتربیت ، به فعالیت های فرهنگی می پردازد ، فرهنگ را تولید می کند و استمرارمی دهد ، یابه آن عمق وغنامی بخشد ، مانند:خانواده ، رسانه ، آموزش و پرورش وآموزش عالی.

10-ازآنجاکه بخش قابل توجهی ازفرهنگ عمومی درخانواده به فرزندان منتقل می شود ، خانواده را می توان یک نهاد فرهنگی دانست.

11-رسانه های عمومی وآموزش و پرورش ، آموزش عالی بیشترخرده فرهنگ های سایر نهادهای اجتماعی راتامین می کند.یعنی آموزش عالی ، دانش تخصصی مورد نیاز سایرنهادها رافراهم می آورد.

 

مفاهیم کلیدی

جامعه ، فرهنگ ، فرهنگ عمومی ، خرده فرهنگ  ،  ضد فرهنگ ، نهاد فرهنگی

خلاصه کنید

جامعه به گروهی از انسان ها گفته می شود که در طی سالیان متمادی با یکدیگر زندگی می کند فرهنگ مربوط به شیوه ی زندگی گروهی از انسان هاست که با یکدیگر زندگی می کنند . جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است .

آن بخش از فرهنگ مردم یک جامعه در آن اشتراک دارند فرهنگ عمومی آن جامعه را تشکیل می دهد و بخش هایی که مربوط به گروه قوم ، قشر و گروه های خاصی ، خرده فرهنگ نامیده می شود . اگر عقاید ، ارزش ها ، قواعد ، هنجارها و مهارت های درون یک خرده فرهنگ ، مخالف و مغایر با ارزش ها ، عقاید و قواعد و هنجار های فرهنگ عمومی باشد ، این خرده فرهنگ ، ضد فرهنگ نامیده می شود . نهاد فرهنگی نهادی است که از طریق آموزش و تربیت به فعالیت های فرهنگی می پردازد ، فرهنگ را تولید می کند و استمرار می دهد یا به آن عمق و غنا می بخشد . مانند خانواده رسانه ، آموزش و پرورش عالی .


 

 

درس چهارم:فرهنگ2

1-(فرهنگ آرمانی)و(فرهنگ واقعی)چیست؟

2-چگونه فرهنگ آرمانی و واقعی خارج از حوزه ی یکدیگر واقع می شوند؟

3-مدیران و برنامه ریزان فرهنگی چگونه می توانند در فرهنگ آرمانی و واقعی  نقش داشته باشند؟

4-به چند نمونه ارزشهای (حق) وچند نمونه ارزشهای (باطل)اشاره کنید.

5-دو ابزار شناخت عقاید و ارزش ها چیست؟

6-واقعی یا آرمانی بودن یک عقیده,ارزش,هنجار وکنش اجتماعی,چگونه تعیین می شود؟

7-چگونه حقیقت به حوزه ی فرهنگ واقعی راه پیدا می کند؟

8-چگونه یک جامعه به سوی باطل گام بر می دارد؟

9-نظر فارابی در رابطه با جامعه چیست؟

 

پاسخ

1-بخشی از فرهنگ راکه مردم یک جامعه از آن جانبداری می کنندو رعایت ان را لازم می دانند اما در عمل ممکن است ان را نادیده بگیرند فرهنگ ارمانی می نامند فرهنگ واقعی ان بخش از فرهنگ است که مردم به ان عمل می کنند.

2-بخشی ازفرهنگ واقعی می تواند درحوزه فرهنگ ارمانی باشد.یعنی مردم مطابق باارزشها وهنجارهایی عمل می کنندکه رعایت انها را لازم و مهم می دانند.بخشی دیگر می توانداز مواردی باشد که در سطح ارمانها رعایت ان رالازم نمی دانند.بنابراین بخشی ازفرهنگ واقعی خارج ازفرهنگ ارمانی واقع می شود وبخشی از فرهنگ ارمانی نیز بیرون ازفرهنگ واقعی قرار می گیرد.

3-مدیران وبرنامه ریزان فرهنگی جامعه می توانند از طریق نهادهای فرهنگی ,تعلیم وتربیت لازم را برای ورود فرهنگ ارمانی به عرصه  فرهنگ واقعی فراهم اورند.ان ها کوشش می کنند بخشی ازفرهنگ ارمانی را که خارج ازفرهنگ واقعی است به قلمرو فرهنگ واقعی وارد نمایند.

4-ارزش های حق: حمایت از مستضعفان ، دفاع ازعدالت ، وفاعی به عهد و....ارزش های باطل: بی عدالتی ، ظلم ، شرک  ، دنیا پرستی و...

5-عقل و وحی

6-بر اساس نوع نگاه و رفتارجوامع مختلف

7- نژاد پرستی ، قدرت طلبی ، ثروت اندوزی و... از عقاید و ارزش های باطل هستند. باطل  بودن این عقاید            و ارزش ها با رویکرد جوامع مختلف به آن ها ، دگرگون نمی شود جوامع مختلف با ایمان به عقاید و ارزش های حقیقی ، حقیقت را به عرصه فرهنگ ارمانی خود وارد می کنند و اگرهنجارها ، کنش ها و اعمال خود رانیزبراساس همان عقاید و ارزش ها ، سازمان دهند ، حقیقت به حوزه ی  فرهنگ  واقعی نیز راه  پیدا می کند.

8-اگر جوامع به حقیقت ایمان نیاورند و بر اساس آن عمل نکنند یا اگرایمان خود را به حقیقت وکنش هایی که بر اساس آن سازمان داده اند تغییر دهند  فرهنگ حق را از دست  داده  و به سوی  باطل گام بر می دارند.

9- فارابی جامعه ای راکه ازفرهنگ حق برخوردارباشد,مدینه فاضله می داندوجوامعی راکه ازفرهنگ حق محروم مانده اند,بر اساس نوع عقایدو ارمانهای باطلی که دارندبه انواع متعددی تقسیم می کند.

 

مفاهیم کلیدی

فرهنگ واقعی ، فرهنگ آرمانی ، فرهنگ حق ، فرهنگ باطل ، حقیقت ، واقیت

 

خلاصه کنید

فرهنگ واقعی بخشی از فرهنگ است که مردم به آن عمل می کنند بخشی از فرهنگ را که میان مردم یک جامعه از آن جانبداری می کنند و رعایت آن را لازم می دانند اما در عمل ممکن است آن را نادیده بگیرند فرهنگ آرمانی می نامند .بخش هایی از فرهنگ که از نظر علمی قابل دفاع نباشد و بر اساس خرافات شکل گرفته باشد ، باطل         و بخش هایی که از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان باشد ، حق است. در یک جامعه واحد در گذر زمان امکان تغییر فرهنگ واقعی و آرمانی آن جامعه وجود دارد .


 

 

درس پنجم:هویت

1-(هویت)در معنای عام چیست؟مثال بزنید.

2-برخی از ویژگی های (هویت)را بنویسید.

3-ویژگی های (انتسابی)و(اکتسابی)را تعریف کنید.

4-دو ویژگی(ثابت)و(متغیر)هویت را توضیح دهید.

 

پاسخ

1-1- هویت در معنای اولیه وعام ان پاسخی است که به پرسش از کیستی؟داده می شود:ما در پاسخ کیستی؟

به تناسب شناختی که از مخاطب خود داریم عباراتی بیان می کنیم هنگام ثبت نام در مدرسه ، نام ونام خانوادگی ، نام پدر و تاریخ تولد ، محل تولد و اطلاعاتی از این قبیل را می نویسیم ، درمسافرت وگفت وگوی با همسفر ، دوست داریم شغل ، تحصیلات و ویژگی های اخلاقی و روحی او را بشناسیم.

2-1)برخی از ویژگی های ما به گونه ای هستند که ما در بود و نبود آنها تاثیری نمی توانیم داشته باشیم ، مثل زمان ومکان تولد

2)برخی از ویژگی های هویتی توسط خود ما پدید آمده یا مادر پدید آمدن ان نقش داریم. مانند بسیاری از خصوصیات اخلاقی و شغلی.

3)ویژگی های دیگری هستند که ما خود در پیدایش آنها موثر نبوده ایم ، ولی در تغییروتبدیل آن ها می توانیم نقش داشته باشیم. مثل منزلت و احترام اجتماعی که فرد از طریق موقعیت خانوادگی به دست می آوردودر طول عمردر اثر نوع  فعالیت و رفتار خود آن  را حفظ می کند یا تغییر می دهد.

3-ویژگی هایی را که انسان ها بر پیدایش و تداوم آنها تاثیری نداشته باشند خصوصیات  انتسابی می گویند. مثل دختر بودن ، پسر بودن ، سفید بودن. به ویژگی هایی که افراد در پدید آمدن آنها اثر گذارهستند ، خصوصیات اکتسابی نامیده می شوند. مثل: معلم بودن ، مهندس بودن ، وکیل بودن

4-ویژگی های هویتی از جهت گیری  به  دو نوع ثابت و متغییر تقسیم می شوند. بسیاری از خصوصیات  هویتی انسانها مانند موقعیت اجتماعی به دلایلی همواره در حال تغییرهستند ، ولی برخی از خصوصیات تغییر نمی کنند یا حتی قابل تغییر نیستند مانند : مکان و زمان تولد. اگرهمه ابعاد هویتی انسان تغییر پیداکنند ، هویت فرد استمرار نخواهد داشت.  هرفرد با آن که در طول زندگی خود تحولات و تغییرات بسیاری را پشت سر می گذارد ، می داند همان شخصی است که همه ی آن تغییرات را پذیرفته است ، پس هویت همواره دارای  بعد  ثابتی است.

 

مفاهیم کلیدی

هویت ، هویت اکتسابی ، هویت انتسابی ، هویت فردی


 

 

خلاصه کنید

-                   هویت در معنای عام ، پاسخی است که به پرسش ازکیستی می دهیم

-    به ویژگی های هویتی که انسان ها در پیدایش و تداوم آن ها تاثیر داشته باشند هویت اکتسابی می گویند.به ویژگی هایی که افراد در پدید آمدن آن ها اثر گذار نیستند هویت انتسابی گفته می شود . مثلا ایرانی بودن ، زن و یا مرد بودن اگر همه ی ابعاد هویت انسان تغییر پیدا کند ، هویت فرد استمرار نخواهد داشت .


 

 

درس ششم:هویت فردی واجتماعی

1-هویت فردی به چند بخش تقسیم می شود؟توضیح دهید و مثال بزنید.

2-کدام یک از ویژگی های هویتی مربوط به نفس ادمی است و کدام یک به هویت اجتماعی مربوط می شود؟

3-چگونه ویژگی های جسمانی بر روان و بالعکس تاثیر می گذارد؟

4-این سخن از کیست؟(ما ضعف بدن عماقویت علیه النیه)بدن نسبت به انچه که نیت وعزم ادمی بر ان قوی شده باشد احساس ضعف نمی کند.

5-ایا می توان رابطه ای میان جهان اجتماعی  و بدن انسان همچنین روابط اجتماعی تصور کرد ؟

6- چگونه جهان اجتماعی و ویژگی های نفسانی با یکدیگر تعامل دارند؟

7- (جهان اجتماعی ) چگونه شکل می گیرد ،سازمان میابد و با جهان طبیعی و نفسانی تعامل برقرار می کند ؟

8- جهان غرب با کدام یک از اوصاف روانی و اخلاقی سازگار است ؟

 

پاسخ

1.هویت فردی به دو بخش جسمانی و غیر جسمانی تقسیم می شود ، هویت جسمانی مواردی از قبیل تاریخ تولد ، وزن ، قد ، گروه خونی است که به بدن انسان باز می گردند و مربوط به جهان طبیعت هستند .

2. ویژگی های فردی غیر جسمانی شامل صفات اخلاقی و روانی مانند پشتکار ، تنبلی ، اخلاص ، امید و یاس          می باشد . این ویژگی های هویتی صفات روانی و اخلاقی آدمی هستند که مربوط به جهان نفس یا جان آدمی        می باشند. هویت اجتماعی مواردی از قبیل فرزند بودن ، معلم بودن ، ایرانی یا مسلمان بودن است. این بخش از هویت شامل صفاتی است که ریشه در جامعه و فرهنگ دارند و در جهان اجتماعی شکل می گیرند .

3. ویژگی های جسمانی افراد بر خصوصیات روحی آن ها اثر می گذارد . بعنوان مثال بسیاری از از بیماری های جسمانی سلامت نفس و روان آدمی را به خطر می اندازد ، برخی از اضطراب ها ریشه در عوامل جسمانی دارد. قوای بدنی در حکم ابزار هایی برای قوای نفسانی و روانی انسانی هستند .اگر این قوا آسیب ببیند آسیب می بیند ترشحات زیاد غده تیروئید موجب عصبانی شدن انسان می گردد .

4.اما صادق (ع)

5.بله – جهان اجتماعی نیز با طبیعت و بدن آدمیان تعامل و تاثیر متقابل دارند محیط های جغرافیایی مختلف تاثیراتی را در مناسبات و روابط اجتماعی می گذارند .در شرایط جغرافیایی نا مناسب امکان شکل گیری زندگی اجتماعی وجود ندارد و در شرایط اقلیمی مختلف فرهنگ های متفاوتی پدید می آید .

6.جهان اجتماعی و ویژگی های نفسانی و روانی افراد جامعه نیز تعامل و تاثیر متقابل دارند .خصوصیات روانی         و اخلاقی انسان ها در جهان اجتماعی تاثیر گذار است ، برخی از آدمیان به دلیل شایستگی های روحی و روانی خود ، مسیر زندگی اجتماعی انسان ها را دگرگون می سازند و بعضی دیگر به دلیل شقاوت باطنی خود جامعه و تاریخی را به نابودی می کشانند هر جهان اجتماعی بر اساس عقاید ، آرمان ها و ارزش های کلان خود شکل می گیرد و بر اساس آن ها قواعد ، هنجارها ، نمادها ، نهادها و سازمان های جامعه سازمان می یابند و همچنین هویت اجتماعی هر فرد نیز در درون جهان اجتماعی بر اساس همان عقاید و ارزش ها رقم می خورد . هر جهان اجتماعی به تناسب هویت خود با جهان طبیعی و جهان نفسانی (هویت اخلاقی و روانی انسان ها) تعامل می کند .

8.جهان غرب به تناسب رویکرد این جهانی خود ، با آن دسته از اوصاف روانی و اخلاقی سازگار است که در ارتباط با آرمان ها و ارزش های دنیوی آن شکل گیرند و با ویژگی های اخلاقی ای که بر اساس ارزش های معنوی و الهی وجود انسان شکل گرفته باشند ، سازگار نیست . همان گونه که هویت جمعی جهان مدرن ، با هویت روانی   و اخلاقی معنوی ناسازگار است ، هویت اخلاقی و الهی انسان نیز ، نمی تواند با هویت جمعی دنیوی این جهان سازگاری داشته باشد.

 

مفاهیم کلیدی

هویت اجتماعی جامعه پذیری ، موقعیت اجتماعی ، کنترل اجتماعی ، اقناع ، تشویق ، تنبیه ، مجازات ، تبلیغ

 

خلاصه کنید

به فرایند مشارکت هر فرد در زندگی اجتماعی و مسیر که برای تکوین و شکل گیری هویت اجتماعی طی شود جامعه پذیری می گویند .


 

 

1. تبلیغ و اقناع :

جامعه از طریق نهادهای فرهنگی و آموزشی می کشد تا باورها ، عقاید و ارزش های خود را به گونه ای تبلیغ کند که افراد قانع شوند .

 

2.تشویق و پاداش :

جامعه افرادی را که مطابق ارزش ها و قواعد جامعه عمل کنند تشویق کرده و به آن ها پاداش هایی می دهد.

 

3.تنبیه و مجازات :

جامعه کسانی را که به انحراف اجتماعی دچار شده باشد ، تنبیه و مجازات می کند به مجموعه فعالیت هایی که برای پذیرش فرهنگ و انطباق دادن افراد با انتظارات جامعه انجام می شود کنترل اجتماعی می گویند .اقناع روشی است که به واسطه آن فرهنگ در افراد درونی می شود . هر چه قدرت اقناع یک فرهنگ بیش تر باشد افراد رفتار های متناسب با آن فرهنگ را بهتر انجام می دهند.جامعه و فرهنگی که روش های مناسبی برای تبلیغ تشویق و تنبیه نداشته باشد در معرض آسیب ها و نا هنجاری های بیشتری قرار میگیرد و دوام و بقای آن تهدید می گردد .


 

 

درس 8

ارزشیابی مستمر

1-تحرک اجتماعی را تعریف کنید.

2- چند نوع تحرک اجتماعی وجود دارد؟ مثال بزنید.

3- آیا فرصت های افراد در جوامع مختلف برای تحرک اجتماعی و کسب هویت جدید یکسان است؟ توضیح دهید.

4- در جامعه "سکولار" چه کسانی نمی توانند در جامعه حضور پیدا کنند ؟

5- در یک جهان دینی چه افرادی به زسمیت شناخته نمی شوند؟

6- علل تعارض فرهنگی چیست؟

 

پاسخ:

1-جا به جایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت اجتماعی دیگر را تحرک اجتماعی می گویند.

2- تحرک اجتماعی سه نوع صعودی، نزولی و افقی دارد. کارمند یک اداره هنگامی که مدیر بخش اداره می شود و یا مدیر یک بخش هنگامی که مدیر کل می گردد، تحرک اجتماعی صعودی پیدا کرده است. مدیر اداره هنگامی که از مدیریت عزل می شود و به صورت یک کارمند عادی به کار خود ادامه می دهد، تحرک اجتماعی نزولی دارد. شخصی که شغل خود را تغییر می دهد ، در صورتی که شغل جدید موقعیت اجتماعی او را تغییر ندهد ، تحرک اجتماعی افقی دارد. کارمندی که از یک بخش اداره به بخش دیگر انتقال پیدا می کند، تحرک اجتماعی افقی پیدا کرده است.

3- خیر- هر جامعه به تناسب عقاید و ارزش هایی که دارد برخی تغییرات هویتی و تحرکات اجتماعی را تشویق     و برخی دیگر را منع می نمایند. مثلا: جامعه ای که بر اساس ارزش های نژادی شکل می گیرد، صرفا برای یک نژاد خاص امکان تحرک اجتماعی صعودی فراهم می آورد. جامعه ای که مناسبات و روابط آن بر مدار ارزش های اقتصادی شکل می گیرد، تحرکات اجتماعی را تنها برای کسانی ممکن می سازد که منابع ثروت را در اختیار دارند. جهانی که بر مدار ارزش های دنیوی و این جهای شکل می گیرد، تحرکات اجتماعی را در محدوده همان ارزش ها به رسمیت می شناسد.

4- در یک جهان سکولار، هویت دینی و معنوی افراد نمی توانند در جامعه بروز و ظهور اجتماعی داشته باشند. در این جهان فعالیت هایی که هویت دینی افراد را آشکار کند، منع می شوند. در جوامع سکولار و دنیوی امکان رای دادن به قوانین معنوی و الهی وجود ندارد.

 

مفاهیم کلیدی

تحرک اجتماعی ، فرصت اجتماعی ، تعارضات فرهنگی

 

خلاصه کنید

جهان اجتماعی برای تحرک اجتماعی و تغییرات هویتی فرصت ها و محدودیت هایی ایجاد می کند. جا به جایی افراد از یک موقعیت اجتماعی به موقعیت اجتماعی دیگر را تحرک اجتماعی می گویند. تحرک اجتماعی سه نوع صعودی و نزولی و افقی دارد. فرصتهایی که افراد در جهان های مختلف برای تحرک اجتماعی و کسب هویت های اجتماعی جدید دارند، یکسان نیست و هر جامعه به تناسب عقاید و ارزش هایی که دارد برخی تغییرات هویتی         و تحرکات اجتماعی را تشویق و برخی دیگر را منع می نمایند. اگر تغییرات هویتی در خارج از مرزهای مقبول فرهنگی جامعه واق5ع شود و شیوه هایی از زندگی را که با عقاید و ارزش های اجتماعی در تقابل هستند به دنبال بیاورد به تعارض فرهنگی منجر می شود که اضطراب و نگرانی های اجتماعی فراوانی به همراه دارد. تعارضات فرهنگی یا درونی است یا بیرونی.

 

 


 

 

درس 9

ازشیابی مستمر

1-هویت فرهنگی چه زمانی محقق می شود؟

2- هویت فرهنگی جامعه بر مدار ........... شکل می گیرد.

3- هویت اجتماعی افراد همواره در پرتو ........... جامعه شکل می گیرد.

4- در چه صورت تعارض فرهنگی به " تزلزل" فرهنگی منجر می شود؟

5- تزلزل فرهنگی چه زمانی رخ می دهد؟

6- تزلزل فرهنگی با چه چیز همراه است؟ چرا؟

7- بحران...... می تواند به دگرگونی و تحول هویت فرهنگی منجر شود.

8- آیا تغییرات فرهنگی همیشه منفی است؟ مثال بزنید.

9- دو علت درونی و بیرونی که بهران های فرهنگی را به وجود می آورد را توضیح دهید.

10- مرگ طبیعی و کهولت یک فرهنگ چگونه رخ می دهد؟

 

پاسخ:

1-هویت فرهنگی هنگامی محقق می شود که عقاید و ارزش های مشترکی در جامعه شکل گیرد. یعنی هر گاه نوعی از عقاید و ارزش ها از سوی افراد جامعه پذیرفته و به رسمیت شناخته شود، هویت فرهنگی بر مدار آن عقاید و ارزش ها  پدید می آید.

2- عقاید و ارزش های اجتماعی

3- هویت فرهنگی.

4- اگر شیوه زندگی ، ناسازگار با عقاید و ارزش های اجتماعی یک فرهنگ تداوم پیدا کند و فرهنگ نتواند رفتارهای اجتماعی را مطابق با مبانی خود ، سازمان بخشد تعارض این دو بخش فرهنگی می تواند به تزلزل فرهنگی منجر شود.

5- تزلزل فرهنگی هنگامی رخ می دهد که مبادی هویت ساز فرهنگ، یعنی عقاید، ارزش ها و آرمانها ثبات و استقرار خود را در متن فرهنگ از دست بدهد.

6- تزلزل فرهنگی با بهران هویت همراه است. زیرا بهران هویت در جایی به وجود می آید که جامعه توان حفظ       و دفاع از عقاید و ارزش های اجتماعی خود را نداشته باشد.

7- هویت

8- می تواند مثبت یا منفی باشد. اگر فرهنگی که گرفتار تزلزل ، بحران و تحول می شود اولا فرهنگی باطل باشد. ثانیا جهت تغییرات نیز به سوی فرهنگ حق باشد، تحولات فرهنگی مثبت است و اگر فرهنگی که رسمیت و اعتبار اجتماعی خود را از دست می دهد فرهنگ حق باشد یا آنکه جهت تحولاتی که در فرهنگ واقع می شود به سوی فرهنگ حق نباشد تحول مثبت نیست. تحول جامعه جاهلی به جامعه نبوی به جامعه اموی تحول فرهنگی منفی است.

9- علل درونی یا به کاستی ها و بن بست هایی که در هویت خود فرهنگ وجود دارد باز می گردد یا به ابداعات    و نوآوری های مثبت و منفی افرادی که در درون آن فرهنگ و تمدن قرار دارند مربوط می شوند. علل بیرونی ، به مواجهات و ارتباطات بین فرهنگی باز می گردد.

10- یک فرهنگ اگر پس از تحقق و شکل گیری با کاستی ها و بن بست های درونی مواجه شود، گرفتار کهولت و مرگ طبیعی یک فرهنگ هنگامی رخ می دهد که آن فرهنگ به سبب به کارگیری تمامی ظرفیت های خود، با هویت جسمانی و معنوی افراد اصطکاک پیدا کند و از پاسخ به نیازهای طبیعی و جسمانی یا فطری و معنوی آنها باز ماند.

 

مفاهیم کلیدی

بحران هویت- تحولات هویتی- تزلزل فرهنگی

 

خلاصه کنید

هویت فرهنگی جامعه ، گسترده تر از هویت اجتماعی افراد است. هویت فرهنگی جامعه هنگامی محقق می شود که عقاید و ارزش های مشترکی در جامعه شکل گیرد.

هویت فرهنگی تا زمانی که عقاید و ارزش های مربوط به آن مورد پذیرش افراد جامعه و برای آنها مهم باشد ادامه پیدا می کند و هرگاه عقاید و ارزش ها اعتبار خود را از دست بدهند نابود می شوند.


 

 

درس 10

ارزشیابی مستمر

1-چگونه زمینه گسترش و توسعه فرهنگ فراهم می شود؟

2- چگونه یک فرهنگ تحول پیدا میکند؟

3- فرهنگ چگونه هویت جدیدی به دست می آورد؟

4- چگونه در یک جامعه خود باختگی فرهنگ رخ می دهد/

5- دو معنای از خود بیگانگی و فرهنگی کدام است؟

6- براساس دیدگاه قرآن شناخت حقیقی خود و حقیقت جهان چیست؟

 

پاسخ:

1-فرهنگی که با حفظ عقاید و آرمانها و ارزش های خود با فرهنگ های دیگر تعامل و داد وستد داشته باشد زمینه گسترش و توسعه خود را فراهم می آورد.

2- در تعاملات بین فرهنگی هرگاه یک فرهنگ بر عقاید و ارزش های خود پافشاری نکند و دادوستد فرهنگی به لایه های عمیق آن نیز سرایت کند در این صورت به مرور زمان فرهنگی که به عقاید و آرمان های خود پشت کند تحولات هویتی پیدا می کند.

3- اگر فرهنگی در مسیر تحولات هویتی خود ارزش ها و عقاید فرهنگ دیگر را قبول کند به آن فرهنگ ملحق   می شود و اگر از مسیر ابداعات و نوآوری های درونی عبور نماید هویت جدیدی مناسب با آن نوآوری ها به دست می آورد.

4- جامعه ای که در طول تاریخ به خود باختگی فرهنگی گرفتار می شود عناصر فرهنگ دیگر را در سطوح مختلف بدون تحقیق و گزینش و به گونه ای تقلیدی فرا می گیرد.

5- معنای اول از خودبیگانگی فرهنگی این است که یک جامعه فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند ، جوامع خود باخته ای که در مواجهه با فرهنگ دیگر هویت خود را از یاد می برند به این معنای از خود بیگانگی گرفتار           می شوند. معنای دیگر از خود بیگانگی این است که عقاید و ارزش های یک جامعه مانع آشنایی درست افراد جامعه با انسان و جهان می گردد.

6- بر اساس این نگاه تنها فرهنگ توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به سوی انسان می گشاید و او را با خود و با جهان هستی آشنا می گرداند. انسان خود آگاه خویش و جهان را آیات و نشانه های خدا میابد و همواره انیس و همنشین خداوند است. فرهنگ های مشرکانه اساطیری و فرهنگ های سکولار و دنیوی آدمی را نه تنها از حقیقت جهان بلکه از حقیقت خود نیز بیگانه می گردانند.

 

مفاهیم کلیدی

غرب زدگی، خود بیگانگی فرهنگی ، ارتباطات فرهنگی ، خود باختگی

 

خلاصه کنید

از خودبیگانگی فطری و از خود بیگانگی تاریخی دو نوع متفاوت از خودبیگانگی فرهنگی است. خود باختگی فرهنگی یک آسیب عمیق فرهنگی است که مانع تعامل و دادوستد فرهنگی می شود. یک فرهنگ هنگامی به دادوستد و  تعامل فرهنگی می پردازد که افراد متعلق به آن به گونه ای فعال بر اساس نیازها و مسائل درون فرهنگی و با فرهنگ دیگر رویارو شوند. خودباختگی جوامع غیرغربی در برابر فرهنگ غرب را غرب زدگی می نامند. معنای اول از خودبیگانگی فرهنگی این است که یک جامعه فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند، جوامع خودباخته ای که در مواجهه با فرهنگ دیگر هویت خود را از یاد می برند به این معنای از خود بیگانگی گرفتار     می شوند. معنای دوم ازخودبیگانگی این است که عقاید و ارز شهای یک جامعه مانع آشنایی درست افراد جامعه با انسان و جهان می گردند. فرهنگ هایی که بر اساس فطرت انسانی شکل نگرفته اند و از عقاید و ارزش های درستی برخوردار نیستند و نمی گذارند که انسان ها به تفسیر و شناختی صحیح از عالم و آدم نایل شوند.

بر اساس نگاه قرآن تنها فرهنگ توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به سوی انسان می گشاید و او را با خود و با جهان هستی آشنا می گرداند. انسان خودآگاه خویش و جهان را آیات و نشانه های خداوند میابد و همواره انیس و همنشین خداوند است.