ارائه درس جامعه شناسی 1 به شیوه داستانی - مریم نورا- دبیرستان قدس زاهدان
درس اول
كنش انساني
از هنگامي كه اتوبوس از مقابل در مدرسه حركت كرد تا زماني كه دانش آموزان وسايل اردو را پايين گذتشتند مدت زيادي طول كشيد در اين مدت دانش آموزان يكسره درباره ي اين اردو تفريحي حرف زدند و نقشه كشيدند به محض برپايي چادر و آماده ساختن بساط چاي دانش آموزان دور معلم خود جمع شدند تا در جريان برنامه ي اردو قرار گيرند . آقاي محمودي بعد از اينكه برنامه زمانبندي اردو را براي دانش آموزان توضيح داد به آن ها گفت : سعي كنيد در طبيعت خوب ببينيد و همه چيز را به دقت مشاهده كنيد ، گوش كنيد ، بچشيد و ريه هاي خود را از هواي تازه پر كنيد . لمس كردن جوانه هاي سر شاخه هاي يك درخت به قدري تأمل برانگيز است كه ممكن است يك روز فكري شما را پر كنيد اما دقت كنيد لذت بردن از طبيعت را با آلوده كردن آن اشتباه نگيريد !
يكي از بچه ها گفت : آقاي محمودي اي كاش زماني را اختصاص مي داديد تا همه با هم زباله هاي موجود در طبيعت را جمع آوري كنيم .
آقاي محمودي گفت : من از تصميم هاي جمعي شما استقبال مي كنم در صورتي كه بچه ها هم موافق باشند فكر خوبي است .
نويد به رضا گفت : اول سري به رودخانه بزنيم كه صداي پر خروشش اجازه نداد خوب به صحبت هاي آقا معلم گوش كنيم . رضا گفت : من هم موافقم ، رودخانه ها هياهويي دارد ! رضا و نويد به كنار رودخانه آمدند . صداي خروشان رودخانه به زحمت اجازه مي داد كه آن ها صداي يكديگر را بشنوند . قطرات آب به شدت خود را به سنگ هاي درون رودخانه مي كوبيدند و هزار قطره مي شدند . رضا دستش را درون آب رودخانه فرو برد و گفت : آب خنك رودخانه به شدت هوس انگيز است . در اين فصل سال و گرماي بي سابقه آن خيلي بايد خود دار بود كه به شنا فكر نكرد . نويد گفت : به نظرم آقا معلم خيلي قضيه را بزرگ كرده . به نظر نمي رسد خطر چنداني داشته باشد . رضا لبخندي زد و گفت : نويد هيچ مي دانستي كه تو فقط يك بار مي تواني در آب يك رودخانه شنا كني ؟ نويد ابرو بالا انداخت و گفت : منظورت اين است كه حتماً غرق مي شوم . رضا دستش را در هوا تكان داد و گفت : نه نه منظورم اين نيست . هر آدمي تنها يكبار مي تواند در آب يك رودخانه شنا كند .
نويد گفت : چطور امكان دارد در حالي كه من و اصلاً همه آدم ها مي توانيم بارها و بارها در آب رودخانه شنا كنيم .
رضا گفت : بدن تو مدام در حال تغيير و دگرگوني است . سلول هايي كه مي ميرند و سلول هاي جديد كه جاي آن ها را مي گيرد . آب رودخانه ، هم مدام در حال تغيير است . براي همين هر كس تنها يكبار مي تواند در آب يك رودخانه شنا كند . براي بار دوم ، هم بدن فرد عوض شده و هم آب رودخانه ! جهان هستي همواره در حال فعاليت است و اين فعاليت باعث دگرگوني و تغيير در آن مي شود . « و كل يوم هو في شأن » دست خدا هر لحظه در كاري است ! هر دم از اين باغ بري مي رسد تازه تر از تازه تري مي رسد . اما اين فعاليت ها با هم تفاوت دارند . فعاليت ما آدم ها از فعاليت ساير موجودات متفاوت است .قدم گذاشتن تو در آب رودخانه يا شنا كردن تو با حركت در آب رودخانه يا حتي رشد سلول هاي بدن و ضربان قلب تو متفاوت است .
نويد گفت : اين را كه قدم گذاشتن من در آب رودخانه با حركت آب رودخانه يا رشد و شكوفائي درختان متفاوت است قبول دارم . اما به نظر مي رسد قدم گذاشتن در رودخانه با رشد سلول هاي بدن و ضربان قلبم با هم تفاوتي نداشته باشد چرا كه هر دو در بدن من اتفاق مي افتد.
رضا شاخه ي درختي را از روي زمين برداشت و به دقت به آن نگاه كرد گفت : اشتباه نكن ! تو زماني كه قصد داري درون آب قدم بگذاري اين كار را با آگاهي و اراده انجام مي دهي . اگر تو نخواهي در آب رودخانه قدم نخواهي گذاشت امّا اگر توجه كرده باشي هيچگاه نمي تواني جلوي ضربان قلبت يا رشد سلول هاي بدنت را بگيري . تو به طور طبيعي اراده اي درباره اين گونه فعاليت ها كه در بدن تو انجام مي شود نداري .
نويد گفت : عجب قضيه حساس و ظريفي . من هيچگاه به اين موضوع فكر نكرده بودم .
رضا گفت : كنش نام رفتارهايي است كه ما از روي آگاهي و اراده انجام مي دهيم . البته كنش هاي ما انسان ها ، ويژگي هاي ديگري هم دارند مثل هدفدار بودن ! نويد گفت : مثلاً من وقتي در آب رودخانه قدم مي گذارم يا هدفم اين است كه شنا كنم ، عمق آب را بسنجم يا سردي و گرمي آن را ،يا ماهي بگيرم و . . . رضا گفت : دقيقاً درست گفتي كه البته ممكن است به هدفت هم نرسي ! اما با آگاهي و اراده به اين كار دست زده اي . حالا تصور كن دو نفر را كه يكي در حال غرق شدن است و ديگري در حال شنا كردن . هر دوي اين ها دست و پاي خود را تكان مي دهند اما تو به خوي مي فهمي كه يكي در حال شنا كردن است و ديگري در حال غرق شدن ! نويد گفت : فهميدم اگر ما حركاتي از خود نشان بدهيم يا صداهايي از دهان خود خارج كنيم كه طرف مقابلمان از آن چيزي نفهميد اين حركات و صداها براي او معنايي ندارد ! رضا گفت : درست گفتي آفرين ! راستي كه آقاي محمودي حرف خوبي زد . درست ديدن طبيعت مي تواند يك روز فكري انسان را پر كند .
نويد گفت : اصلاً فراموش كرديم كه براي تفريح آمده ايم اي كاش قلاب ماهي گيري مي آورديم شايد مي توانستيم چند ماهي براي ناهار بگيريم .
رضا گفت : ماهي گيري تحرك و جنب و جوشي ندارد من بيشتر دوست داشتم رودخانه آرام بود تا مي توانستم تن به آب بزنيم كه از قديم گفته اند عقل سالم در بدن سالم ! نويد گفت : يعني ورزش كردن باعث مي شود فكر انسان هم سالم بماند ! رضا گفت آفرين نويد خوب گفتي ! نتيجه ي طبيعي ورزش كردن سالم ماندن جسمي و فكري بدن انسان است . اين نتيجه نيازي به تصميم و ارادة كسي ندارد و حتماً رخ مي دهد .
اما خوب است بداني همين ورزش كردن نتايج ارادي هم دارد كه به خواست آدم ها بستگي دارد كه به خواست آدم ها بستگي است . براي مثال اگر من در مسابقه اي ورزشي شركت كنم برنده شدن يا نشدن من به خواست خودم ، به خواست داور و ساير شركت كنندگان و . . . بستگي دارد . پس ممكن است من برنده بشوم يا برنده نشوم اين نتيجة ارادي ورزش كردن است يعني بايد آدم ها اراده كنند تا زخ بدهد و اگر آدم نخواهند رخ نمي دهد . كنش ها و كردارهاي ما نتايج قطعي و احتمالي دارند به همين خاطر ما معمولاً پيش از انجام هر كنشي به نتايج آن توجه مي كنيم بعد آن را انجام مي دهيم .
نويد با خنده گفت : پس شايد به همين خاطر است كه انسان ها به حسابگري معرفند . بهتر است برويم و كمي به آقا معلم كمك كنيم تا شايد آخر سال پيامد ارادي كمك كردنمان را بينيم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پرسش ها
1 – با توجه به گفت و گوي رضا و نويد بگوييد كدام يك از فعاليتهاي زير با اراده و آگاهي انجام مي شود ؟
نفش عميق كشيدن ـ لمس جوانه هاي سر شاخه هاي يك درخت ـ لذت بردن از طبيعت ـ صداي پرخروش رودخانه ـكوبيده شدن آب رودخانه به سنگ هاي بستر رودخانه ـهوس انگيز بودن آب خنك رودخانه ـ تكان دادن دست در هوا ـ مردن سلولهاي قديمي و روييدن سلولهاي جديد در بدن ـ ساز و كارتنفس
2 – وقتي كسي به آب رودخانه قدم مي گذارد ممكن است چه اهداف ديگري غير از مواردي كه در داستان ذكر شده داشته باشد ؟
3 – از هر يك از اتفاق هاي زير چه برداشتي ميكنيد ؟ علت برداشت خودرا بنويسيد ؟ در برابر هر يك چه واكنشي از خود بروز مي دهيد ؟ هدف و معناي هر مورد را بگوئيد ؟
الف ) جواني با چهره اي غمگين آرام آرام وارد رودخانه اي وحشي مي شود .
ب ) كودكي سه ساله با چهره اي شيطنت آميز دوان دوان وارد رودخانه اي خروشان مي شود .
ج ) گوزني دوان دوان وارد رودخانه مي شود .
د ) فردي قوي هيكل و عضلاني با عزمي راسخ در رودخانه اي شيرجه مي زند .
4 – چگونه متوجه مي شويم شخصي در حال غرق شدن است يا در حال شنا كردن ؟
5 – چرا ما انسان ها از صداها و اداهاي حيوانات سر در نمي آوريم ؟
6 – با توجه به گفت و گوي رضا و نويد چه نتايج ارادي و غيرارادي براي ورزش كردن مي توانيد بنويسيد ؟
7 – به نظر شما لذت بردن از طبيعت يك فعاليت فردي است يا اجتماعي ؟ چرا ؟
درس دوم :
بچه ها بعد از صرف ناهار و استراحت به دور هم جمع شده بودند و در مورد طبيعت اطرافشان صحبت مي كردند . آقاي محمودي كه به درختي تكيه داده بود رو به بچه ها كرد و گفت : بچه ها ! آيا تا به حال به رشته علوم انساني و رشته تحصيلي خودتان فكر كرده ايد و مي دانيد تفاوت آن با علوم تجربي چيست ؟ بچه ها ساكت شدند و به يكديگر نگاه مي كردند . آقاي محمودي ادامه داد : موضوع علوم انساني ، كنش هاي انساني و آثار و پيامدهاي آن مي باشد و بسياري از دانشمندان تفاوت علوم را در تفاوت موضوعات آنها مي داند يعني . . .
رضا حرف معلم را قطع كرد و گفت : يعني منظورتان اين است كه موضوع علوم انساني كنش هاي انساني مي باشد يعني كنش هايي كه با اراده و آگاهي انسان بوجود مي آيد . نويد با كنجكاوي پرسيد : آقاي معلم پس علم پزشكي هم كه در مورد بدن انسان مطالعه مي كند جزء علوم انساني است ؟ آقاي محمودي لبخندي زد و گفت : نه ! علوم پزشكي با آن در مورد بدن انسان و سلامتي و بيماري آن مي پردازد جزء علوم انساني نيست چون . . . رضا دنباله حرف معلم را تكميل كرد و گفت : چون موضوع آن كنش انساني نيست و با اراده و آگاهي انسان پديد نمي آيد مانند ضربان قلب و يا رشد سلول هاي بدن كه انسان به طور طبيعي اراده اي درباره اين گونه فعاليت ها ندارد .
معلم نگاه رضايت بخش به او انداخت و ادامه داد : بله ! همينطور است . دانش هايي مانند اقتصاد ،سياست ، حقوق و جامعه شناسي جزء علوم انساني مي باشند زيرا موضوع آن ها كنش هاي انساني و آثار و پيامدهاي آن مي باشد . البته امروزه بسياري فلسفه و الهيات را هم به علوم انساني ملحق مي كنند اما ما نمي توانيم آن ها را جزء علوم انساني بدانيم . حسين كه علاقه زيادي به فلسفه و مباحث آن داشت رو به معلم كرد و گفت : ولي آقاي محمودي فلسفه امروزه در انتخاب رشته جزء علوم انساني مي باشد . آقاي محمودي گفت : بله عزيزم ! همينطور است اينك در طبقه بندي علوم اغلب متافيزيك و فلسفه به معناي خاص آن به علوم انساني ملحق مي شود همچنين الهيات كه به بحث از آغاز و انجام جهان مي پردازد و مباحث آن از سنخ مباحثي متافيزيكي است در زمره علوم انساني قرار مي گيرد . البته اگر اين مسئله به دلايل اجرايي و مديريتي باشد آسيب چنداني به دنبال نمي آورد ولي اگر نتيجه طبقه بندي علوم باشد به معناي مرگ فلسفه و متافيزيك مي باشد .
حسين كنجكاوانه پرسيد : آقاي معلم معناي متافيزيك چيست ؟ مرتضي كه كنار حسين نشسته بود به او نگاه كرد و گفت : آقاي فيلسوف ! كمي صبر داشته باشيد آقاي معلم خودشان توضيح مي دهند . بچه ها با صداي بلند خنديدند و حسين با خجالت به آن ها خيره شد . معلم گفت : ببخشيد من بايدقبل از هر چيزي معناي آن را برايتان روشن مي كردم فيزيك به معناي طبيعت است و متافيزيك ماوراء طبيعت يا ما بعد الطبيعه . برخي به اشتباه فكر مي كنند متا فيزيك فقط درباره موجودات غير طبيعي بحث مي كند اما اين گمان درستي نيست فلسفه قوانين آن شامل همه موجودات مي شود و موضوع آن اصل وجود است و مخصوص موجودات طبيعي يا انساني نيست . حسين قيافه اي متفكرانه به خود گرفت و گفت : منظورتان اين است كه فلسفه نه جزء علوم طبيعي است و نه جزء علوم انساني . بلكه خود دانشي مستقل است . معلم سري تكان داد صداي دست زدن بچه ها بلند شد . حسين نگاهي تشكز آميز به دوستانش انداخت و گفت : آقاي معلم فقط يك سوال ديگر دارم چرا اگر ما فلسفه را فقط جزء علوم انساني بدانيم اين به معناي مرگ متافيزيك و فلسفه مي باشد ؟ آقاي محمودي نفس عميقي كشيد و گفت : زيرا در اين صورت فلسفه دانشي مي شود كه موضوع آن پديده اي صرفاً انساني است و فلسفه موضوعي ندارد كه صرف نظر از ادراك و اراده انسان بوجود آيد بنابراين فلسفه و درنتيجه الهيات عقايد ديني را صرفاً پديده اي فرهنگي و تاريخي و دست ساخته اي صرفاً انساني مي دانند كه موضوعات آن در ظرف عقيده و باور آدميان ظهور و بروز يافته است .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با توجه به داستان فوق به سوالات زير پاسخ دهيد .
1 – موضوع علوم انساني چه تفاوتي با موضوع علوم طبيعي دارد ؟
2 – چرا علم پزشكي جزء علوم انساني نيست ؟
3 – چرا علم زيست شناسي جزء علوم تجربي و طبيعي مي باشد ؟
4 – معناي متافيزيك چيست ؟ و چه زماني مرگ متافيزيك رخ مي دهد ؟
5 – موضوع فلسفه چيست ؟
6 – چرا الهيات نبايد در زمره علوم انساني قرار بگيرد ؟
7 – گستردگي و شمول كدام علم نسبت به علوم ديگر بيشتر است ؟
1 – علم متافيزيك و فلسفه 2 – علوم طبيعي 3 – علوم انساني
درس سوم :
اهميت علوم انساني
بچه ها با اجازه آقاي معلم از جا برخاستند و به گشت و گذار در محيط اطرافشان پرداختند. رضا و نويد و مرتضي هم قدم زنان به سمت رودخانه رفتند و به امواج رودخانه چشم دوختند . رضا هنوز هم به حرفهاي معلم فكر مي كرد او احساس مي كرد بيش از گذشته به رشته علوم انساني علاقمند شده است . نويد سنگ ريزه اي را به داخل رودخانه پرت كرد وگفت : رضا ! چيزي شده ! به چه فكر ميكني ؟ رضا گفت : نويد تو چرا رشته علوم انساني را براي تحصيل انتخاب كردي ؟ مرتضي كه تا آنموقع سكوت كرده بود و به حرفهاي آن ها گوش داد بجاي نويد پاسخ داد : راستش خانوادة من به دليل پايين بودن نمراتم در دروس مرتبط با رشته تجربي و رياضي انتخاب اين رشته را به من پيشنهاد كردند و البته علاقة خودم هم بي تأثير نبود . فكر ميكنم دليل انتخاب نويد هم همين باشد . نويد به علامت مثبت سري تكان داد و گفت : رضا تو چه دليل ديگري براي انتخاب اين رشته داري ؟ رضا گفت : بچه ها به نظر من علوم انساني نسبت به علوم تجربي از اهميت بيشتري برخوردار است و فوايد بيشتري دارد .
نويد پوزخندي زد و گفت : اما خودت هم ميداني كه دكتر و مهندس در جامعه ما چه آبرو و احترامي دارد ! رضا رو به نويد كرد و گفت : اما نويد در همه كشورها اينطور كه تو فكر مي كني نيست در برخي از كشورها علوم انساني از شأن اجتماعي و همچنين آينده شغلي بهتري برخوردار است و البته در كشور هاي جهان سوم علوم مهندسي و يا پزشكي از موقعيت بهتري برخوردار مي باشد .
مرتضي در حاليكه برروي تخته سنگي مي نشست گفت : آخر نابغه ! چند نمونه از فايده هاي علوم انساني را بگو تا ما هم بدانيم ! رضا مشتي آب بر روي صورتش ريخت و گفت : اول بگذار تا فوايد علوم طبيعي را برايتان بگويم بعد از آن مي رسيم به فوايد علوم انساني ! يكي از فوايد علوم طبيعي شناخت طبيعت است . انسان پس از شناخت طبيعت قدرت پيش بيني و ييش گيري از حوادث را پيدا مي كند و در صورتي كه حوادث مطابق خواستة او نباشد تا حد زيادي مي تواند آن ها را كنترل كند . مثلا بيماري طاعون يك بيماري همه گير در گذشته بوده است كه عامل آن نوعي باكتري است كه توسط موشها سرايت ميكند . پس از مرگ موشها ، انگل موشها كه نوعي كك است به جستجوي ميزبان مي گردد و از طريق استشناق ذرات پراكنده با سرفه از فرد مبتلا به طاعون به فرد سالم سرايت مي كند . در طول تاريخ اروپا نيمي از مردم اروپا مبتلا و تلف شدند . آنقدر مرگ و مير بالا بود كه مردم قادر به كفن و دفن مردگان و مراقبت از بيماران نبودند گاهي بيماراني كه مرگ خود را نزديك مي ديدند گور خود را ميكندند و گاه در داخل قبر به انتظار مي نشستند . براي مبارزه با اين بيماري مردم با لباسهاي مخصوص همه جاي بدن خود را مي پوشاندند و صورتك هايي با منقار دراز حاوي موادمعطر به صورت مي زدند و معتقد بودند با اين تجهيزات از ورود بيماري به بدن جلوگيري ميكنند و در كوچه ها و خيابانها آتش روشن مي كردند و در خانه ها و دروازة شهرها را مي بستند تا از ورود بيماري جلوگيري كنند . با پيشرفت در وضع بهداشت عمومي و پزشكي و درمان سالهاست كه موارد جديد اين بيماري ديده نشده است .
نويد كه با دقت به حرفهاي رضا گوش مي كرد گفت : رضا قبول كن كه علوم تجربي اهميت بيشتري نسبت به علوم انساني دارد با اين مثالي كه زدي مسإله كاملاً روشن است . رضا با لبخند گفت : نويد عجله نكن ! فوايد علوم انساني خيلي بيشتر از علوم تجربي است چون علوم انساني با انسانها سروكار دارد . يكي از فوايد آن شناخت و فهم معاني كنش هاي آدميان است . با شناخت معاني و اهداف مورد نظر كنش گران امكان پيش بيني مسير آينده كنش فراهم مي شود . فايده سوم آن شناخت فضيلت عدالت ، سعادت و راه صحيح زندگي است و مي تواند دربارة كنش هاي خوب و بد انسان ها ارزش گذاري مي كند .
نويد دستش را به زير چانه اش برد و گفت : منظورت از ارزش گذاري درباره كنش هاي خوب و بد انسان ها چيست ؟
رضا گفت : سوال خوبي پرسيدي بگذاريد با يك مثال منظور خود را بيان كنم . يك عالم شيمي خاصيت عناصر را كشف ميكند و لي هيچگاه نسبت به خواص عناصر انتقادي نمي كند اما عالم اخلاق علاوه بر شناخت اوصاف نفساني انسان درباره خوب و بد بودن آنها نيز داوري ميكند . پس داوري ارزشي و انتقادي هم از فوايد علوم انساني مي باشد كه از علوم تجربي بر نمي آيد .
رضا به بچه ها نگاه كرد و گفت : خوب تا حالا چند تا فايده ذكر كرديم ؟ نويد و مرتضي با هم يك صدا گفتند : چهار تا !
رضا گفت : معلوم است كه به حرفهايم با دقت گوش كرده ايد . فايده پنجمي نشان دهنده شيوه صحيح استفاده از علوم طبيعي توسط علوم انساني مي باشد . نويد پوزخندي زد و گفت : رضا ! منظورت اينه كه علوم انساني شيوة صحيح استفاده از علوم طبيعي را مشخص مي كند من كه باورم نمي شود . رضا لبخندي زد وادامه داد : نويد چرا براي رشته مان تا به حال اهميتي قائل نشده بودي آري ! همينطور است كه شنيدي ! علوم انساني همانند چراغي است كه راه صحيح استفاده از علوم طبيعي را نشان مي دهد . مثلا اختراع بمب اتمي در جنگ جهاني دوم و بمباران دو شهر ژاپن توسط آمريكا فاجعه اي انساني بود كه در نتيجه آن ارزشها و فضيلت هاي انساني زير پا گذاشته شد . پس علوم طبيعي بدون استفاده از علوم انساني ممكن است وسيله فساد و تباهي انسان و جهان شود . پس نتيجه مي گيريم كه اين علوم انساني است كه راه استفاده از طبيعت و علوم طبيعي را نشان مي دهد و اهميت آن هم از علوم طبيعي بيشتر است .
آقاي معلم بچه ها را صدا زد همه از جا رخاستند و به سمت اتوبوس رفتند .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوالات
1 – معيار و ملاك هاي شما از انتخاب رشته علوم انساني چيست ؟
2 – فوايد علوم طبيعي چيست ؟
3 – با توجه به داستان چگونگي انتشار و پيامدهاي يك بيماري همه گير را در گذشته بيان كنيد و انسانها چگونه تواستند اين نوع بيماري را مهار كنند ؟
4 – فوايد علوم انساني چيست ؟
5 – علوم انساني چگونه دربارة كنش هاي خوب و بد انسان ها ارزش گذاري مي كند ؟ مثالي بزنيد .
6 – منظور از داوري ارزشي و انتقادي چيست ؟
7 – علوم انساني چگونه شيوه صحيح استفاده از علوم طبيعي را نشان مي دهد ؟ مثالي بزنيد
درس چهارم
كنش اجتماعي
باد سردي شروع به وزيدن گرفته بود و با وزش خود برگهاي درختان را مي لرزاند . رضا و نويد به سمت مدرسه راه افتادند . آن روز درس جامعه شناسي داشتند و آقاي محمودي از دانش آموزان خواسته بود تا از مسير خانه تا مدرسه كنش هاي اجتماعي خود را در كلاس بازگو كنند . نويد و رضا خنده كنان و در حاليكه به سرعت گام بر مي داشتند هم صدا با يكديگر مي گفتند : اولي سلام كردن ، دومي گفتگو با يكديگر ، سومي گذشتن از كنار ديگران در خيابان .
در همين حالت به درب ورودي مدرسه رسيدند و با تعارف كردن به يكديگر وارد مدرسه شدند . نويد لبخندي زد و گفت : چهارمي تعارف كردن به يكديگر براي ورود به مدرسه . زنگ كلاس خورده بود و آنها با عجله خود را به كلاس رساندند . دانش آموزان با شيطنت و شلوغي منتظر آمدن معلم بودند . آقاي محمودي بعد از سلام و احوالپرسي با دانش آموزان از آنها خواست تا كنش هاي اجتماعي خود را ذكر كنند . سپس گفت : بچه ها ! پديده ها به دو قسم انساني و غير انساني تقسيم مي شوند . پديده هاي اجتماعي بخشي از پديده هاي انساني هستند شما در كتاب مطالعات اجتماعي در سال گذشته با تعدادي از اين پديده هاي اجتماعي آشنا شديد خوب مي توانيد چند مورد را نام ببريد ؟ محمود كه صندلي جلو نشسته بود گفت : هنجار ، ارزش ، جامعه پذيري ، كنترل اجتماعي ،نقش ، خرده نظام ،نظام اجتماعي . آقاي محمودي گفت : آفرين ! شما با تعاريف اين پديده ها در سال گذشته آشنا شديد و حالا مطلب جديدي كه بايد اضافه كنيم اين است كه خردترين پديده اجتماعي ، كنش اجتماعي و كلان ترين پديده اجتماعي ، نظام اجتماعي مي باشد . سپس آقاي محمودي از جا برخاست و رو به بچه ها ايستاد و گفت : بچه ها ، اگر كنش اجتماعي نباشد هيچ هنجاري شكل نمي گيرد و هيچ يك از ارزشها مانند حقيقت ، عدالت و . . . تحقق نمي يابد . مثلاً فرض كنيد فردي به تنهايي در اتاقي سيگار مي كشد او در حال انجام دادن يك كنش انساني است . اگر فرد ديگري وارد اتاق شود سيگار كشيد او يك كنش اجتماعي مي شود و پاي هنجارها و ارزش ها به ميان مي آيد او مي تواند براي رعايت حقوق ديگري (تحقق يك ارزش ) سيگار خود را خاموش كند ( پيدايش يك هنجار ).
بعد آقاي محمودي بدون مقدمه رو به مرتضي كرد و گفت : مرتضي شما هنوز هم با همان دوچرخه به مدرسه مي آئيد ؟
مرتضي متعجب گفت : بله آقا ! معلم لبخندي زد و گفت : خوب حالا همه آرام و بي سر و صدا به حياط مدرسه برويد آقاي محمودي دوچرخه مرتضي را به آنها نشان داد و گفت : بچه ها اگر ما دوچرخه را به عنوان يك نظام و يك پديده كلان در نظر بگيريم اجزا و قطعات مختلف دوچرخه يعني لاستيك ، ترمز ، ركاب و . . . بعنوان پديده هاي خرد در اين دوچرخه مي باشد . همانطور كه مي دانيد پديده هاي خرد و كلان در اين دوچرخه جداي از يكديگر نيستند و داراي تأثير و تأثر متقابل هستند . مثلاً اگر يكي از قطعات خراب باشد دوچرخه كار نمي كند و دچار مشكل مي شود . در يك جامعه هم وضع به همين منوال است .
نظام اجتماعي به عنوان يك پديده كلان برآيند پديده هاي اجتماعي درون آن است . حالا شما مي توانيد چند پديده خرد در داخل نظام اجتماعي ذكر كنيد ؟
نويد گفت : بله آقا ! مثل خرده نظام آموزش و پرورش ، خرده نظام فرهنگي ، خرده نظام اقتصادي و سياسي و . . .
معلم ادامه داد : بله ! اگر اين پديده هاي خرد كه ذكر شد با يكديگر هماهنگ باشند نظام اجتماعي هم داراي انسجام است ولي اگر با يكديگر ناسازگار باشند نظام اجتماعي هم دچار تغييراتي مي شود .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سولات
1 – دو مورد از كنش هاي اجتماعي را كه امروز انجام داده ايد نام ببريد .
2 – برخي از پديده هاي اجتماعي را نام ببريد .
3 – خردترين و كلان ترين پديده اجتماعي كدامند ؟
4 – ارزش و هنجار را تعريف كنيد .
5 – هنجارها و ارزشها چگونه محقق مي شوند ؟ مثالي بزنيد .
6 – با ذكر مثالي توضيح دهيد كه چگونه پديده هاي خرد و كلان بر يكديگر تأثير مي گذارند ؟
7 – چه زماني نظام اجتماعي داراي انسجام و چه زماني دچار تغييرات مي شود ؟
درس پنجم
علوم اجتماعي
آن روز رضا از نويد خواسته بود تا به خانه شان بيايد . هر دو كنار بخاري نشسته بودند و به شعله هاي بخاري چشم دوخته بودند . آقاي محمودي به دانش آموزان كار تحقيقي داده بود تا با فوايد علوم اجتماعي بيشتر آشنا شوند . رضا و نويد قصد داشتند در مورد پديده گدايي تحقيق كنند . نويد دستانش را نزديك بخاري برد و گفت : رضا به نظر تو از كجا شروع كنيم ؟ رضا گفت : اول بايد تعريفي از علوم اجتماعي ارائه دهيم و سپس تفاوهاي علوم اجتماعي و علوم انساني را ذكر كنيم . همانطور كه مي داني علوم اجتماعي يعني شناخت كنش هاي اجتماعي انسان و پيامدهاي آن .
نويد گفت : منظور از پيامدهاي علوم اجتماعي در اين تعريف چيست ؟ رضا دستي به سرش كشيد و گفت : پيامدهاي اجتماعي ، پديده هاي اجتماعي خرد و كلان را شامل مي شود . سپس ادامه داد : تفاوت علوم انساني و علوم اجتماعي در اين است كه موضوع علوم انساني كنش هاي انساني است و موضوع علوم اجتماعي كنش هاي اجتماعي انسان است .
بنابراين موضوع علوم انساني عام تر از موضوع علوم اجتماعي است در نتيجه علوم اجتماعي بخشي از علوم انساني محسوب مي شود و همه ي فوايد علوم انساني را دار است .
با شنيدن در اتاق نويد كمي خودش را جمع و جور كرد . مادر رضا در حاليكه سيني چاي در دستانش بود وارد اتاق شد و گفت : خسته نباشيد بچه ها ! در اين هواي سرد ، يك استكان چاي داغ مي چسبد !
هر دو تشكر كردند و مادر رضا از اتاق بيرون رفت . نويد گفت : رضا ! فكر مي كني بتوانيم فردا تحقيقمان را تمام كنيم ! رضا گفت : چرا كه نه ! ببين ما بايد اوّل چند تا نوجوان كه درآمدشان را از طريق گدايي در مي آورند را پيدا كنيم . نويد ! فايدة اول علوم اجتماعي كه آقاي محمودي توضيح داد را يادت هست ؟
نويد گفت : آره ، يادم هست فايده اولي شناسايي كنش هاي اجتماعي انسانهاست ، تا قدرت پيش بيني نسبت به آثار و پيامده هاي اجتماعي را داشته باشد .
رضا گفت : خب پس ما هم بايد پديده گدايي را كه يك كنش اجتماعي هست را خوب بشناسيم و در مورد آن تحقيق كنيم . حالا بگو ببينم فايده دوم علوم اجتماعي چي بود ؟
نويد كمي فكر كرد و پاسخ داد : فهم معاني كنش هاي ديگران ،كه امكان همدلي و همراهي با ديگران را بوجود مي آورد . رضا چاي را به نويد تعارف كرد و گفت : آفرين ! ما هم در اين مرحله خودمان را جاي اين نوجوان مي گذاريم تا قصد و نيت آنها در گدايي كردن بفهميم . فايدة سوم علوم اجتماعي چيست ؟ نويد استكان چاي را سر كشيد و گفت : داوري و انتقاد دربارة كنش هاي اجتماعي و واكنش و موضع گيري مناسب و صحيح .
رضا گفت :مرحبا ! خب ما هم در مرحله آخر همين كار را مي كنيم . درباره پديده گدايي داوري ارزشي مي كنيم و انتقادات خود را بيان مي كنيم . نويد پرسيد : رضا ! داوري ارزشي ديگر معناي آن چيست ؟
رضا گفت : فكركنم معناي آن را قبلاً هم برايت توضيح داده باشم . ببين نويد يكي از تفاوتهاي علوم طبيعي با علوم انساني همين است كه در علوم انساني امكان داوري ارزشي و هنجاري وجود دارد ولي در علوم طبيعي وجودندارد . مثلاً عالم شيمي خاصيت عناصر را كشف مي كند ولي هيچگاه نسبت به خواص عناصر انتقادي نمي كند . اما عالم اخلاق علاوه بر شناخت اوصاف نفساني انسان درباره خوب و بد بودن آنها نيز داوري مي كند . ما هم بعد از شناختن پديده گدايي درباره آن مي توانيم انتقاد كنيم و سپس راه حل و راهكارهايي مطلوب ارائه دهيم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سؤلات
1 – به نظر شما تعريف علوم اجتماعي چيست ؟
2 – در تعريف علوم اجتماعي منظور از پيامدها چيست ؟
3 – تفاوت علوم انساني و علوم اجتماعي چيست ؟
4 – اهميت علوم اجتماعي را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟
5 – فايده هاي علوم اجتماعي را ذكر كنيد .
6 – فرض كنيد شما درباره گروهي نوجوان كه روزها به گدايي مشغول اند و شب ها در خيابان هاي شهر مي خوابند مطالعه مي كنيد چگونه مي توانيد فوايد اجتماعي را در اين مطالعه نشان دهيد .
7 – منظور از داوري ارزشي چيست ؟ مثال بزنيد .
درس ششم
تاريخچه ي جامعه شناسي
با پيشنهاد آقاي معلم دانش آموزان به سمت كتابخانه مدرسه رفتند . آقاي محمودي به دانش آموزان تذكر داد تا هنگام عبور از راهرو مدرسه سكوت را رعايت كنند . پس از ورود به كتابخانه معلم دانش آموزان را به چند گروه تقسيم كرد گروه اول در مورد جامعه شناسي پوزيتويستي ، گروه دوم در مورد جامعه شناسي تفهمي و گروه سوم در مورد جامعه شناسي انتقادي تحقيق گروهي خود آغاز كردند . آقاي محمودي آهسته قدم بر مي داشت و با حوصله به سؤالات دانش آموزان پاسخ مي داد . دانش آموزان نوشته هاي خود را آماده كردند . سپس آقاي معلم از گروه اول خواست تا مطالب خود را بخوانند . مرتضي شروع به خواندن كرد : در قرن نوزدهم صورت جديدي از دانش اجتماعي با نام جامعه شناسي متولّد شد . آگوست كنت بنيان گذار اين نوع از دانش شناخته مي شود كه لفظ جامعه شناسي را براي آن برگزيد . به اين جامعه شناسي ، پوزيتويستي مي گويند از آن جهت كه . . . . .
ناگهان حسين رشته كلام را بدست گرفت و گفت : از آن جهت كه شناخت علمي را به دانش حسي و تجربي محدود مي كرد . اين جامعه شناسي در موضوع ، روش و هدف خود داراي اشكالاتي عمده مي باشد .
آقاي معلم لبخندي رضايتمندانه زد و گفت : بسيار خوب ! موضوع اين جامعه شناسي چيست و داراي چه اشكالاتي مي باشد ؟
حسين ادامه داد : آقاي معلم همانطور كه مي دانيم پديده هاي اجتماعي و پديده هاي طبيعي با هم تفاوت دارند . مثلاً خانواده كه يك پديده اجتماعي است با درخت يا كوه كه يك پديده طبيعي مي باشد متفاوت هستند . ولي جامعه شناسي پوزيتويستي پديده هاي اجتماعي را مانند يكي از پديده هاي طبيعي مورد بررسي قرار مي داد . آقاي معلم بر روي صندلي نشست و گفت : خب ، روش اين جامعه شناسي چه بود ؟ مرتضي سريع پاسخ داد : اين جامعه شناسي فقط روش حسي و تجربي را به عنوان روش علمي به رسميت مي شناخت و منابع معرفتي عقل و وحي را قبول نداشت !
معلم كمي روي صندلي جا به جا شد و گفت : منظور از روش حسي و تجربي چيست ؟ مرتضي ادامه داد : آقا ما در كتاب علوم دبستان نخستين بار با دانش هايي آشنا شديم كه در آنها از ابراز حس ، منبع طبيعت و روش مشاهده ، آزمايش و تجربه استفاده مي شود ، به اين روشها روش حسي و تجربي گفته مي شود . متأسفانه ، در اين جامعه شناسي مواردي كه آزمون پذير نباشد امور علمي محسوب نمي شوند مانند « خداوند هست » قرآن كريم هم دنياگرايي و حس گرايي را به بني اسرائيل نسبت مي دهد . همين رويكرد حس گرايانه بني اسرائيل سبب شد تا آنها ايمان به خداوند را منوط به ديدار حسي كنند .
آنان به موسي گفتند : « ما به تو ايمان نمي آوريم تا خداوند را آشكارا ببينيم » و ما مي دانيم كه اموري از اين قبيل مانند خداوند ، فرشتگان ، بهشت و . . . تنها از طريق منابع معرفتي عقل و وحي شناخته مي شوند ، معلم از روي صندلي برخاست و كنار پنجره ايستاد و گفت : حالا بگوئيد ببينم هدف اين جامعه شناسي چه بود ؟ حسين نگاهي به مرتضي انداخت و پاسخ داد : از آنجائيكه در زمان پيدايش اين جامعه شناسي ، جوامع اروپايي مواجه با پديده هايي مانند صنعتي شدن ،فقر ، مهاجرت ، شهرنشيني و . . . بودند بنابراين جامعه شناسي در اين دوره ، هدف آن شناخت اين پديده هاي اجتماعي براي پيش بيني و كنترل آنها بود . معلم از دانش آموزان خواست تا گروه اول را تشويق كنند . سپس رضا نماينده گروه دوم شروع به خواندن كرد : در پايان قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم ماكس وبر جامعه شناس آلماني نوع جديدي از جامعه شناسي به نام جامعه شناسي تفهمي را بنيان گذارد كه كمتر از علوم طبيعي الگو مي گرفت . موضوع اين جامعه شناسي با جامعه شناسي پوزيتويستي متفاوت است . آقاي معلم پنجره كتابخانه را محكم بست و رو به رضا كرد و گفت : موضوع جامعه شناسي تفهمي چيست ؟ رضا گفت : از نظر وبر موضوعات جامعه شناسي از نوع موضوعات طبيعي مانند درخت يا كوه و . . . نيست كه فقط با مشاهده و آزمون شناخته شود . برخلاف اشياء در طبيعت انسانها موجوداتي خود آگاهند كه به اعمال خود معنا و هدف مي بخشند . براي مثال توصيف يك مرگ به عنوان خودكشي مستلزم آگاهي يافتن از اين امر است كه شخص مورد نظر هنگامي كه كشته شد چه انديشه اي در سر داشته است . خود كشي فقط در جايي رخ مي دهد كه فردي به طور جدي قصد نابود سازي خود را داشته باشد به شخصي كه تصادفاً جلوي اتومبيلي قدم مي گذارد و كشته مي شود نمي توان گفت مرتكب خودكشي گرديده اين مرگ به اراده آن شخص صورت نگرفته است . پس از نظر وبر موضوع جامعه شناسي رفتارهاي معناداري است كه فقط از طريق فهم و دريافت معاني آنها شناخته مي شود . آقاي معلم گفت : آفرين ! روش اين جامعه شناسي چگونه است ؟ ر ضا ادامه داد : روش آن مشابه جامعه شناسي پوزيتويستي است و مانند آن نمي تواند داوري ارزشي و هنجاري كند . چون همانطور كه مي دانيم با روش حس و تجربه نمي تواند ارزشهايي مانند خداپرستي و عدالت و . . را آزمون و مشاهده كرد . هدف اين جامعه شناسي هم مشابه جامعه شناسي پوزيتويستي مي باشد يعني شناخت پديده هاي اجتماعي براي پيش بيني و كنترل آنهاست . معلم از گروه دوم تشكر كرد و صداي دست زدن بچه ها بلند شد . سپس مهدي نماينده گروه سوم شروع به خواندن كرد : جامعه شناسي انتقادي و ديدگاه هاي پايان قرن بيستم تفاوت هايي با جامعه شناسي قبل از خود از جهت موضوع ، روش و هدف پيدا كرد . موضوع اين جامعه شناسي مشابه جامعه شناسي تفهمي است يعني شناخت كنش هاي اجتماعي انسان ها . معلم پرسيد : روش و هدف اين جامعه شناسي چه تفاوتي با جامعه شناسي قبل از خود داشت ؟ مهدي با صداي بلند گفت : اين جامعه شناسي علاوه بر روش حسي و تجربي به روش هاي غير حسي و غير تجربي هم اهميت مي داد اين جامعه شناسي سطوح ديگري از معرفت و عقلانيت را كه در فرهنگ و عرف اجتماعي بشر حضور دارند براي شناخت علمي به رسميت مي شناسد . حسين با كنجكاوي پرسيد : منظور از عقلانيت در اين تعريف چيست ؟ مهدي پاسخ داد : اگر يادتان باشد شما در كتاب مطالعات اجتماعي با شناخت حاصل از زندگي آشنا شديد حال در اين دوره هم روش جامعه شناسي متكي بر عقلانيتي است كه به صورت اندوخته و ذخيره اجتماعي مشترك بشري در فرهنگ و شناخت عمومي ظهور كرده است . حسين ابروانش را بالا برد وگفت : من كه هيچي نفهميدم ! مهدي از جايش برخاست و گفت : ببين با مثالي ساده تر برايت توضيح مي دهم . ما مجموعة شناخت خود در مورد راه رفتن را از طريق تعامل با ديگران و زندگي در جامعه بدست آورده ايم . ما از مشاهدة واكنش اعتراض افراد حاضردر كتابخانه به كسي كه با سر و صدا در كتابخانه راه مي رود در مي بايم در كتابخانه چگونه بايد رفتار كنيم . اين اندوخته در جامعه مي ماند و به نسل هاي بعدي هم منتقل مي شود . شايد كسي هيچ وقت با اين صحنه مواجه نشود ولي مي داند كه سر و صدا در كتابخانه مجاز نيست و باعث اعتراض ديگران مي شود . چون اين شناخت و آگاهي در جامعه اندوخته شده است و باقي مانده است .
حسين تشكر كرد و مهدي ادامه داد : اين جامعه شناسي هدف آن با جامعه شناسي پوزيتويستي و تفهمي متفاوت است يعني در اين جامعه شناسي امكان داوري نسبت به ارزش ها و هنجارها وجود دارد و مي توانند توصيه هايي جهت گذار از نظام موجود به سوي نظام مطلوب ارائه دهد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سؤالات
1 – بنيانگذار جامعه شناسي پوزيتويستي كه بود ؟
2 – موضوع جامعه شناسي پوزيتويستي چه بود ؟ اشكالات آن را بگوييد .
3 – روش جامعه شناسي پوزيتويستي چيست ؟ اشكالات آن را بنويسيد .
4 – نظر قرآن كريم را در مورد رويكرد حس گرايانه قوم بني اسرائيل بنويسيد .
5 – هدف از جامعه شناسي پوزيتويستي چيست ؟
6 – چه كسي جامعه تفهمي را بنيان گذارد ؟
7 – موضوع جامعه شناسي تفهمي را با ذكر مثالي بيان كنيد .
8 – شباهت روش جامعه شناسي تفهمي و پوزيتويستي را توضيح دهيد .
9 – هدف جامعه شناسي تفهمي چه شباهتي با جامعه شناسي پوزيتويستي دارد .
10 – موضوع جامعه شناسي انتقادي چه بود ؟
11 – روش جامعه شناسي انتقادي را با ذكر مثال بطور كامل توضيح دهيد .
12 – هدف جامعه شناسي انتقادي را بنويسيد .
خداوندا دربرابر هر آن چه انسان ماندن را به نیستی و تباهی می کشاند : مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن .